نمونه سوال امتحانی نوبت اول شیمی ۲

 دانلود چند نمونه سوال امتحانی نوبت اول شیمی ۲ بصورت فایل pdf 

1

2

3 

4

5

6

دانلود نمونه سوال المپیاد شیمی

  

دانلود نمونه سوالات المپیاد های شیمی

>>>دانلود نمونه سوال المپیاد های بین المللی شیمی :

>>> دانلود سوالات  المپیاد شیمی داخلی  مرحله ۱

 

دانلود نمونه سوال شیمی دبیرستان و پیش دانشگاهی

  دانلود نمونه سوال شیمی دبیرستان و پیش دانشگاهی

 دانلود نمونه سوال شیمی عمومی

   دانلود نمونه سوال شیمی عمومی

 *شیمی عمومی پیام نور :

دانلودجزوه های  شیمی

 دانلود جزوه های شیمی

 

جزوه های درسی شیمی به زبان فارسی

جزوه های درسی شیمی به زبان انگلیسی

جزوه آزمایشهای شیمی به زبان فارسی:

جزوه آزمایشهای شیمی به زبان انگلیسی :

 

فیتوشیمی

فیتوشیمی (Phytochemistry ) چیست ؟



فیتوشیمی دانش بررسی و مطالعه تركیبات شیمیایی گیاهی است. به بیان دیگرمی توان گفت شاخه ای از علم شیمی است كه موضوع آن، مطالعه تركیبات شیمیایی گیاهان است. از جمله این تركیبات، متابولیت های ثانویه گیاهی است. در مفهومی اختصاصی تر، فیتوشیمی با شیمی گیاهان دارویی مرتبط است و در طول قرون متمادی بسیاری از تركیبات گیاهی نقشی اساسی درصنایع داروسازی داشته اند. تكنیك های رایج دراین علم عبارتند از: استخراج و جدا سازی، تغلیظ، آنالیز و تكنیك های كروماتوگرافی و الكتروفورزكه در نهایت شناخت فرمولهای دقیق ساختاری و مسیرهای بیوسنتزی را امكان پذیر می سازد. شواهد فیتوشیمیایی از جمله شواهد و صفات مورد استفاده در طبقه بندی های فیلوژنتیكی هستند، به گونه ای كه در گونه های دارای قرابت و خویشاوندی با یكدیگر، تركیبات مشابهی یافت می شود اما همیشه نیز این گونه نیست.

آزمایش کوه آتشفشان

 

 

  • تجزیه گرمایی آمونیم دی کرومات

NH4)2Cr2O7==> Cr2O3 + 4 H2O + N2 )

 

۱- از نظر انحلال پذیری در آب ، ماده جامد انتهایی  و ماده نارنجی رنگ را با یکدیگر مقایسه کنید.

2- آیا با گذاشتن یک بشر بر روی ماده در حال واکنش ، واکنش ادامه می یابد ؟

3- از نظر ترمودینامیکی و سینتیکی واکنش انجام یافته را چگونه توجیه می کنید.

 

 

روش مطالعه


روش مطالعه ی متمرکز

حواس پرتی چیست؟

ما می خواستیم روش صحیح مطالعه ی متمرکز را برای شما توضیح دهیم، دیدیم که باید ابتدا حواس پرتی را تعریف کنیم.

شاید شما تا به حال خیلی به " حواس پرتی" فکرکرده باشید و بارها از خود پرسیده باشید که چرا گاهی به هنگام مطالعه حواس آدم پرت می شود؟

ما نمی دانیم که شما برای این سؤال خود چه جوابی پیدا کرده اید اما پاسخ صحیح این پرسش را به شما می کوییم:

" حواس پرتی چیزی نیست جزتمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت."

ذهن شما همواره می خواهد درگیرو مشغول باشد. بنابراین اگرآنچه که اکنون انجام می-دهید درشما درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکرشما دیگر لزومی احساس نمی کند که به جای دیگر برود و درآنجا درگیرشود. اما اگردرانجام این کار، درگیری ذهنی ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می رود که خود را درآنجا مشغول کند. و این همان حواس پرتی است. برای روشن ترشدن موضوع، مثالی بزنیم:

وقتی دوستتان با شما صحبت می کند، اگربتواند با بیان خود درشما مشغولیت ذهنی و توجه و علاقمندی ایجاد کند، شما با تمرکزفراوان به تمام حرف هایش گوش می دهید. اما اگر او نتواند چنین تأثیری درشما بگذارد چون ذهن شما درگیرنمی شود به سرعت فکردیگری به ذهنتان راه می یابد و شما درحالی که به مخاطب خود خیره شده اید، دارید به چیز دیگری فکرمی کنید. چیزی که درشما درگیری ذهنی ایجاد می کند.

ذهن شما مدام به فعالیت نیازمند است و این نیازمندی را هنگامی که شما مشغول مطالعه کردن هستید، هم دارد. بنابراین اگرآنچه که می خوانید، درشما درگیری ذهنی ایجاد کند، شما مشتاق و متمرکزپیش می روید. درغیراین صورت چشمتان خطوط را دنبال می کند و ذهنتان درجایی دیگرمشغول می شود. به عبارت دیگر، حواستان پرت می شود.

راه چاره

پیش ازهرچیز، باید به خاطرداشته باشید که این شما هستید که باید ذهن خود را با موضوع مطالعه درگیرکنید.
معمولاً سبک نوشتاری کتاب تلاش می کند که درشما درگیری ذهنی ایجاد کند اما عمده- ی کاربا خود شماست.
ما اکنون می خواهیم روش مطالعه ی متمرکز را به شما آموزش دهیم، برای آن که درگیری ذهنی شما پایدار بماند. می خواهیم ذهن شما با جمله جمله ی کتاب درگیرشود. می- خواهیم که شما یک مطالعه کننده ی فعال باشید. روش های سنتی مطالعه که شما پیش از این داشته اید، شما را از یک مطالعه ی متمرکزبازمی دارد و باعث می شود که حواس شما مدام پرت شود.

روش های مطالعه ی متمرکز

" تند خواندن"

راننده ای را درنظربگیرید که با سرعت بسیارکمی مثلاً 20 کیلومتردرساعت درحرکت است. وقتی سرعت این راننده تا این حد کم است، دیگربه توجه و تمرکزفوق العاده ای نیاز ندارد و چون ذهن درگیرنمی شود، مدام درجایی دیگرمشغول می شود. راننده می تواند از داشبورد چیزی بردارد، شیشه را پاک کند، به مناظربیرون نگاه کند و حتی غرق در تخیل شود. اما وقتی سرعت زیاد شد، خود به خود درگیری ذهنی بیشترمی شود و ذهن بیشتر به رانندگی متمرکزمی شود و راننده دیگرفرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و یا مشغولیت های ذهنی دیگری داشته باشد. اساساً ذهن چنان درگیراست که تمایلی برای درگیرشدن در جای دیگر ندارد.
درمطالعه هم دقیقاً همین حالت وجود دارد. وقتی شما به بهانه ی بهترفهمیدن بسیارکند پیش می روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که ازاین ساکن بودن کلافه می شود، خود را درجایی دیگرمشغول می کند و حواستان پرت می شود.
ما نمی گوییم آنقدرتند بخوانید که هیچ چیزنفهمید، بلکه می گوییم سرعت مطالعه ی خود را تا آنجا افزایش دهید که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. دراین سرعت، ذهن متمرکزاست. می بینید که اگرکمی غفلت کنید، سانحه ای رخ می دهد.
حتی اگربتوانید سرعت مطالعه ی خود را به دو برابرافزایش دهید بسیارعالی است چرا که هم دروقت خود صرفه جویی نموده اید وهم با درگیری ذهنی و تمرکز بیشتری خوانده اید.
تا می توانید سرعت مطالعه ی خود را افزایش دهید و سریع ترازآنچه که قبلاً می خوانده اید بخوانید. البته خوب می دانید که این سرعت، نسبی است و درمتون مختلف مانند رمان، ادبیات، شیمی، فیزیک و . . . متفاوت است. مسلماً شما متون ساده تررابا سرعت بیشتر می- خوانید. ما می گوییم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلی خود سریع تربخوانید. یکی دیگرازمعایب تند خواندن این است که شما وقتی آرام و لغت به لغت می خوانید، درک ذهنی کمتری دارید چرا که ذهن با مفاهیم سروکاردارد نه با کلمات. یادتان باشد مفهوم، همیشه در یک عبارت است نه یک واژه.
وقتی شما کلمه ی شیررا می خوانید، ذهن نمی داند منظورشیرگاواست یا شیرجنگل یا شیرآب. اما وقتی جمله ی " شیرآب را بستم" سریعاً خوانده می شود، درک بهتروسریع تری حاصل می شود.

" مطالعه ی اولیه"

مطالعه ی اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است. درمطالعه ی اولیه قصد شما کنجکاوکردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی است.
درمطالعه ی اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می- اندارید ویک سری مفاهیم اولیه را ازمتن می گیرید که مثلاً متن حول وحوش چه موضوعی است. پس ازآن باید به خود رجوع کنید و ببینید که خودتان ازپیش چه اطلاعاتی درباره ی موضوع دارید و یا این که ازقبل، ازکسی چیزی شنیده اید یا مطالعه کرده اید. اطلاعات اولیه خودتان را به اطلاعات اولیه ی کتاب، در این بررسی اجمالی بیافزایید.

" سؤال کردن"

یادتان باشد که پیش ازمطالعه، با یکی دوسؤال، ذهن خود را هدفدارکنید. وقتی می- گوییم هنگام مطالعه مدام ازخودتان سؤال کنید، منظورمان این است که پیش ازمطالعه، در حین مطالعه و پس ازآن، می توانید ازخود بپرسید.
شما معمولاً برای طرح سؤالات ازخود یک سری سؤالات حافظه ای کم ارزش می- پرسید. مثلاً " بوعلی سینا کی متولد شد؟" ، " جنگ جهانی دوم درچه تاریخی شروع شد؟ " ، " هیمالیا کجاست؟" و. . . این سؤالات معمول، کم ارزش ترین سؤالاتی است که شما می- توانید ازخود بپرسید.
درکتاب " روش های مطالعه" نوشته ی " کی پی بالدریج" و ترجمه ی دکترعلی اکبر سیف به طرح سؤالات هفت گانه ی " گانیه" اشاره شده است. این سؤالات هفت نوع می- باشد.

طرح این سؤالات بسیارارزشمند ومفید است و فوق العاده درایجاد تمرکزحواس مؤثر است. ما درزیربه اختصار، این سؤالات هفت گانه را توضیح می دهیم.

سؤالات هفت گانه ی گانیه

1. سؤالات حافظه ای: این سؤالات کم اثرترین و کم اهمیت ترین سؤالات هستند. این نوع سؤالات صرفاً با یادآوری اطلاعات سروکاردارد. مانند:
کشورهای همسایه ی ایران کدامند؟
بوعلی سینا درچه تاریخی متولد شده است؟
جنگ جهانی اول درچه تاریخی رخ داد؟
2. سؤالات ترجمه ای: این نوع سؤالات، قوی ترو بهترازسؤالات حافظه ای هستند. این سؤالات تا حدی شبیه به " زبان گردانی" هستند که قبلاً درباره ی آنها صحبت کردیم.
سؤالات ترجمه ای یعنی بیان یک مفهوم پیچیده یا یک مطلب دشواربه زبان ساده تر، مانند این که : گشتاوربه زبان ساده یعنی چه؟ ، فرمول انیشتین به زبان من چه می شود؟ ، افزایش شعاع مولکولی را نسبت به افزایش عدد اتمی روی نمودارچگونه می توان نشان داد؟
3. سؤالات تفسیری: این سؤالات را سؤالات رابطه ای هم می گویند، که به کشف و درک روابط میان دو مفهوم می پردازد. این رابطه می تواند تشابه یا تفاوت باشد. این سؤالات ازسؤالات ترجمه ای کمی بهترند:
سؤالاتی مانند: " تفاوت دندان های گوشتخواران با گیاهخواران چیست؟ " ، " حافظه از نظرساختارو عملکرد، چه وجه تشابهی با کامپیوتردارد؟" و . . . ازنوع سؤالات تفسیری هستند.
4. سؤالات کاربردی: جالب ترین نوع سؤالات هستند. این سؤالات همان طورکه از نامشان برمی آید می خواهند مطالب علمی را به مسائل روزمره ربط دهند و آن ها را در عمل بسنجند.
مثلاً " چگونه می توان ازاصطکاک ناشی ازکشش اجسام روی زمین کاست؟ " ، "تشویق، بلافاصله پس ازیک عمل خوب چه نقشی درشکل گیری شخصیت کودک دارد؟ " و . . .
5. سؤالات تحلیلی: این سؤالات ازچهارنوع بالا بهترند و سؤالات منطقی واستدلالی نیز خوانده می شوند. دراین نوع ازسؤالات ما قدم های منطقی یک شخص یا تغییروتحول یک شیء یا وضعیت را ازنقطه ی شروع تا پایان بررسی می کنیم. مثلاً " آنتونی رابینز روان شناس بنام امروز، چگونه با ناکامی ها، زندگی خود را دگرگون کرد؟ " یا " هواپیما چگونه به وجود آمد؟ " و . . .
6. سؤالات ترکیبی: این سؤالات که ازسؤالات تحلیلی قوی ترند، به سؤالات خلاق معروفند. دراین سؤالات ، شما با پهلوی هم قراردادن اطلاعات و ایده ها و اندیشه های قبلی به طرح اندیشه های نو دست می زنید و آن را به سؤال می گذارید. مثلاً " تناسب جمعیت و مسکن را در20 سال آینده ی ایران چگونه پیش بینی می کنید؟ " یا " چه ماده ای می توان به چای افزود تا نوشیدنی خوش طعم تری شود؟ " و . . .
7. سؤالات ارزش نگاری: این سؤالات قوی ترین سؤالات است. دراین سؤالات، ما درباره ی مؤلف، نویسنده، مترجم، و متن کتاب داوری می کنیم و نظرخودمان و روش خودمان را با نظرو روش آن ها مقایسه می کنیم. مثلاً ازخود می پرسیم ازبین رمان های رومن رولان، نویسنده ی فرانسوی ( جان شیفته، ژان کریستف، زندگی تولستوی، زندگی بتهوون و . . .) کدام اثر، شخصیت خود رومن رولان را نشان می دهد؟
باید توجه داشته باشید که این سؤالات را خواننده طرح می کند و از خود سؤال می کند و به آن ها پاسخ می دهد و هرچه سؤال قوی تر مطرح می شود، تمرکز و علاقه ی بیشتری هم ایجاد می شود.
براین نکته تأکید می کنیم که خودتان باید سؤال طرح کنید نه این که به چند سؤال مطرح شده درکتاب پاسخ دهید.
وقتی که خود شما سرال طرح می کنید، بیشتربه پاسخگویی علاقمند می شوید. البته به سؤالات کتاب هم فکرکنید و به دنبال پاسخگویی به آن ها هم باشید اما حتماً با توجه به متن، اطلاعات قبلی و نظروایده ی خود سؤالات دیگری را هم مطرح کنید.


" نوشتن"

هنگام مطالعه همیشه قلم و کاغذی دردست داشته باشید. چه آنچه که می خوانید رمان باشد چه شعر، چه مطالعه ی آزاد چه کتاب درسی، اعم ازحفظ کردنی یا فهمیدنی.
دریک مطالعه ی فعال و پویا، کمترچیزی می تواند به اندازه ی قلمی که دردست دارید، ذهن شما را درگیرو متمرکزکند.
این قلم ، مهم ترین ابزارشماست. با آن همه چیزرا یادداشت می کنید. اگررمان می- خوانید همین طورکه جلومی روید درحاشیه ی کتاب و یا درکاغذی دیگربا نویسنده درگیر شوید. اگرجایی برایتان خیلی جالب بود، درحاشیه بنویسید: " چه جالب ! " اگربرایتان تعجب آوربود علامت تعجب بگذارید. اگربرایتان سؤال برانگیزبود حتی می توانید در حاشیه، سؤال خود را مطرح کنید و حتی درجایی نظرتان را اعلام کنید. نظرتان را با نظرنویسنده مقایسه کنید. یک مطالعه کننده ی فعال با قلم خود مدام با نویسنده درگیرمی شود و عقاید وعواطف خود را خواه موافق خواه مخالف، به شکلی با نوشتن اعلام می کند.

خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نظرخود را بگویید.

این گونه ذهن شما همواره متمرکز می ماند چون ملزم است درهرلحظه عاطفه واندیشه خود را بیان کند. اگرکتاب، کتاب درسی شماست، ازنکات مهم کتاب یادداشت برمی دارید که این یادداشت ها بهتراست دربرگه ای جدا نوشته شود. برای آن که به اهمیت یادداشت برداری پی ببرید، اینک فواید آن را برای شما توضیح می دهیم.

فواید یادداشت برداری

الف ایجاد خلأ ذهنی

یا خلأ نباشد، جذب صورت نمی گیرد و هرخلأ ، همیشه جذبی نیزبه دنبال دارد. تا خالی نشوید نمی توانید به درون بکشید.
اولین و مهم ترین فایده ی یادداشت برداری، ایجاد خلأ ذهنی است. آنچه را که ازکتاب و نویسنده فرا می گیرید، با نوشتن بیرون بریزید تا برای جذب مطالب بعدی آماده شوید.
درروان شناسی مطالعه و یادگیری، یکی ازموانع یادگیری، " منع قبلی" است. منع قبلی یعنی این که مطالبی که شما قبلاً آموخته اید، ازتمرکزشما برمطالب اخیرو فراگیری این مطالب، ممانعت به عمل می آورند. مثلاً وقتی قراراست که شما ده نکته را به ترتیب فرا بگیرید، معمولاً نکات اولیه وابتدایی چنان ذهن شما را به خود مشغول می کنند که یادگیری مطالب بعدی و انتهایی دشوارتر می شود. شما خودتان این موضوع را تجربه کرده اید.
شما دردقایق اولیه ی مطالعه متوجه می شوید که به تدریج تمرکز حواستان کمترمی شود وبیشتردچارحواس پرتی می شوید. علت آن است که همان مطلب اولیه مانع تمرکزبرمطالب بعدی می شوند.
برای این که منع قبلی ایجاد نشود، بهترین ومؤثرترین راه، همین یادداشت برداری است. با یادداشت برداری است که مطالب قبلی ازذهن شما برروی کاغذ تخلیه می شوند و این خلأ ذهنی ایجاد شده، فراگیری مطلب بعدی را آسان ترمی کند.

ب تحریک حافظه ی حرکتی
وقتی که می نویسید، دست وقلم شما حرکت می کند. بنابراین نه تنها حافظه ی حسی و چشمی شما بلکه حافظه ی حرکتی شما نیزفعال می شود و مطالب را بهتربه خاطرمی سپارید. حال آن که وقتی یادداشت برنمی دارید و صرفاً می خوانید، فقط حافظه ی حسی شما فعال است که مسلماً بازدهی شما دراین حالت کمتراست.

پ ازبین رفتن وسواس ذهنی

وقتی که یک سری مطالب را پشت سرهم و دنبال هم می خوانید و مجبورید همه ی آنها را به خاطربسپارید، ذهن شما وسواس پیدا می کند: " مبادا مطالب قبل را فراموش کنم؟ " و درنتیجه به جای آن که به نکات جدید و تازه ای که می خوانید، توجه داشته باشد، به مرور دانسته های قبلی مشغول می شود تا خیالش راحت شود که آن نکات فراموش نشده اند.
نوشتن هرمطالب پس ازفراگیری، ذهن شما را آسوده می کند. خیال شما راحت است که این مطلب، جایی نوشته شده و فراموش نمی گردد و این گونه شما با همان تمرکزاولین لحظات، به مطالعه ی خود ادامه می دهید.

ت تأکید بردرک و فهم مطلب

توجه داشته باشید که منظورما ازنوشتن این نیست که به کتاب نگاه کنید و رونویسی کنید بلکه می گوییم هرچه را که فرا گرفتید و فهمیدید، به زبان خودتان روی کاغذ بیاورید.
حتماً بعد ازآن که جمله ای را فهمیدید بنویسید آن هم نه به صورت جملات طولانی و متنی کلی بلکه به صورت اشاره ای و کوتاه و مختصر.

مثلاً شما می خوانید:

" برای آن که یک دستگاه و یا جسمی به جرم m درحال تعادل قرارگیرد باید دو شرط برقرارباشد. اول آن که برآیند نیروهای وارد برآن دستگاه یا جسم صفرباشد. دوم آن که گشتاورنیروهای وارد برجسم یا دستگاه هم صفرباشد."
اگرشما همین طوردرضمن خواندن، جمله ها را برروی کاغذ بیاورید، کارمفیدی انجام نداده اید. یعنی عمل نوشتن شما کمکی به آموختن مطلب نمی کند. اما وقتی که مطلب را فرا گرفته باشید و آن را به طورخلاصه و موجزروی کاغذ بیاورید، به روش صحیح یادداشت برداری کرده اید.
مثلاً وقتی که مطلب فوق را خوب فهمیده باشید، یادداشت مختصری مانند این ازآن بر می دارید:
شرط تعادل این است که مجموع نیروها و مجموع گشتاورها صفر.
و یا به زبان گویای خودتان.
خودتان را ملزم کنید که پس ازدرک هرمطلب، چیزی بنویسید. آن وقت نوشته ی شما تأکیدی است برای آن که آن مطلب کاملاً فهمیده و درک شده است.

برای آن که برمختصرنویسی تأکید بیشتری کرده باشیم، چند مثال دیگرمی زنیم. ابتدا شما جمله ای را ازکتاب می خوانید و بعد نوشته ای را که یکی ازدوستان شما پس ازدرک آن مطلب، یادداشت کرده است. بسیارعالی است که شما هم برای تمرین، این جملات را به زبان خود و به مختصرترین شکل ممکن یادداشت کنید.
" دوران 20 ساله ی امامت امام رضا ( ع ) ازسال 183 هجری آغازشد و تا سال 203 ادامه داشت."
امامت رضا (ع ):
مدت 20 سال
شروع 183
پایان 203

" درمورد ترکیب های یونی که فرمول مشابه دارند. یعنی استوکیومتری یا نسبت تعداد یون های آن ها یکسان است، هرچه حاصل ضرب حلالیت، عدد بزرگ تری باشد، میزان حلالیت بیشتراست."
...............
...............

" درصورت تحریک تارعصبی غشاء درمحل تحریک نسبت به یون های سدیم، غشاء نفوذپذیرمی شود که این باعث دپلاریزه شدن غشاء درمحل تحریک و ایجاد جریان عصبی می گردد."

...............

...............

...............

" هرگاه نقاط وسط اضلاع یک مثلث را به هم وصل کنیم، مثلثی حاصل خواهد شد که با مثلث اول متشابه است و مشخصات آن را دارا می باشد."

...............

...............

و . . .

ث تداعی نوشته ها

درآخرین مرحله، به نوشته ی خود نگاه می کنید و همه چیز را به خاطرمی آورید. یادمان هست که این نوشته ها اشاره وار و مختصربود.

قصد شما این است که با بیانی اجمالی ترو ساده تربین نوشته ها و مطالب کتاب ارتباط برقرارکنید.

تلاش شما برای برقرارسازی ارتباط میان نوشته های مختصرو مفاهیم کتاب همان درگیری ذهنی است. همان درگیری ذهنی که برای تمرکزحواس به آن نیازمبرم داریم.

پس حالا با هم یک بارروش مطالعه ی متمرکز یا به عبارت بهترمراحل روش مطالعه متمرکز را مرور می کنیم:
تند خواندن
مطالعه ی اولیه
سؤال کردن
نوشتن
تداعی نوشته ها

که این ها همه به نوعی درگیری ذهنی ایجاد می کنند و ذهن شما را ازفکرکردن به موضوعی دیگرو حواس پرتی بازمی دارند.
شاید اکنون تصورکنید که مطالعه به این شکل خیلی وقت می برد و ازروش مطالعه ی سنتی شما طولانی تراست اما توجه کنید که شما دراین محاسبه، زمان هدررفته و مطالعه ی غیرمفید و غیرمتمرکزخودرا به حساب نیاورده اید.

شما درروش سنتی مطالعه، وقت فراوانی را با حواس پرتی های متنوع و متعدد ازدست می دهید اما درروش جدید مطالعه، هم ازتلف شدن " وقت " جلوگیری می کنید و هم لحظه به لحظه با علاقه و تمرکزحواس بیشتری مطالعه می کنید و درنتیجه بهتریاد می گیرید.

یادگیری به روش لایتنر

جعبه لایتنر (فیزیکی) چیست؟

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است.
در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح می‌‌دهم و امیدوارم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید.
این وسیله توسط محقق اتریشی ” سباستین لایتنر” طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل می‌‌نماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز می‌‌سازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب می‌‌کند

اساس علمی
این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است
۱ - اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً ۴۵% آن را فراموش می‌‌کند و بعد از یک ماه ۸۰% آن فراموش می‌‌شود. به این ترتیب فقط ۲۰% مطلب وارد حافظه درازمدت می‌‌شود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم می‌‌کند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی، مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود.
۲-   قانون یادگیری اسکینر:  بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند می‌‌کند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید.
این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی می‌‌رود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق می‌‌کند.

مزایای این وسیله:
۱. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری می‌‌کند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه می‌‌کنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما می‌‌شود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آن‌ها می‌‌کند.
۲. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور می‌‌شوید کارت‌ها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.
۳. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل می‌‌شود.

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

۱ ۲ ۴ ۸ ۱۵

 

 

 

 

 

عرض قسمت های مختلف به ترتیب ۱۵,۸,۴,۲,۱ واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و… درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

مراحل کار:
۱ - روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
۲- روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید. سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۳- روز سوم : به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۴- روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.
۵ . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
۶. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.



جعبه لایتنر بسازیم (نحوه ساخت جعبه لایتنر فیزیکی)

چکیده ای درباره ی جعبه ی لایتنر:
جعبه ی لایتنر، یک جعبه ی شگفت انگیز ۵ خانه ای است که هر چیز یادگرفتنی را روی یک تکه کاغذ بنویسید و از ۵ خانه ی آن بگذرانید، هرگز آن را فراموش نخواهید کرد. این جعبه بر پایه ی یادگیری با فاصله پی ریزی شده است و از نوآوری های دکتر سباستین لایتنر می باشد. این جعبه روش ساخت بسیار ساده ای دارد و به کار گیری آن نیز آسان است، اما به راستی، یادگیری شما را از این رو به آن رو می کند.
این نوشته برگرفته از کتاب نوآور این جعبه، آقای سباستین لایتنر است، مطمئن باشید که روش داده شده در این تارنگار بدون خرده(عیب) می باشد. با این روی برای بهره وری بیشتر از این جعبه به جستجو بپردازید و کتاب یاد شده را به چنگ آورید!
ساختمان جعبه ی لایتنر:
این جعبه ۳۰ سانتیمتر درازا (طول) دارد و بلندی(ارتفاع) و پهنای(عرض) آن بسته به اندازه ی کارتهای یادگیری (فلش کارت ها) می باشد، که اندازه ی کارتها نیز بسته به نیاز شما است. اما به هر روی کارتهای ۷*۵ برای این کار مناسب می باشد.
پس با این فرض که اندازه ی کارتها ۷*۵ باشد، اندازه های(ابعاد) جعبه۶*۵*۳۰ خواهد بود. بلندی جعبه ۶ خواهد بود، چون که می خواهیم که نزدیک به یک سانتی متر از سر کارتها از جعبه بیرون بزند که جابجایی کارتها آسان شود.
سپس باید جعبه را به ۵ خانه بخش کنیم، که اندازه ی هریک از خانه ها به ترتیب از خانه ی نخست تا خانه ی پنجم ۱، ۲، ۵، ۸ و ۱۴ سانتی متر می باشد. نمای آن را در شکل زیر می بینید.

این جعبه را می توانید با چوب، مقوای جعبه ی شیرینی، شیشه یا هر چیز دیگر بسازید. نیاز نیست که وسواس زیادی برای میلیمتری بودن کار خود به خرج بدهید، حتی می توانید لبه ها را به هم منگنه کنید.
جعبه ی لایتنر آماده است!

روش کار:
نخست مطلبی را که می خواهید یاد بگیرید، به گونه ی یک پرسش کوتاه پاسخ در می آورید. که بهتر است پاسخ ها یک کلمه ای باشند، اما برخی از تعاریف را باید به طور دقیق و واژه به واژه آموخت. یا ممکن است یک پرسش ریاضی را بخواهید یاد بگیرید. اما بیشتر تلاش کنید چکیده ی مطالب را بنویسید. گاهی نیز می توانید پرسش ها را به صورت جاخالی بنویسید.
سپس پرسش را روبروی برگه ی یادگیری و پاسخ را پشت آن بنویسید. و بهتر است که شماره ی صفحه ای که این مطلب را از آن گرفته اید پشت برگه بنویسید که شاید به دردتان بخورد و به شما کمک کند که پاسخ هایتان کوتاهتر شود.
هنگامی که نزدیک به ۳۰ یا ۴۰ برگه نوشتید آنها را در خانه ی شماره ی یک بگذارید. آنها را به گونه ای در جعبه بگذارید که پرسش ها روبروی شما باشد.
سپس نخستین برگ را که روبروی شما است برداریدو آن را بخوانید، ۲تا۳ ثانیهصبر کنید، اگر پاسخ به یادتان آمد کارت را در خانه ی دوم می گذارید، وگرنه آن را مرور کرده و خیلی آسوده و ریلکس و بدون هیچ اعصاب خوردی آن را پشت برگه های خانه ی نخست می گذاریم. اگر بلد بودید آن را به خانه ی شماره ی ۲ بفرستید. و به همین گونه برگه پسین(بعدی) را مرور کنید، اگر بلد بودید، پشت برگهای خانه ی شماره ی دو و اگر هم بلد نبودید پشت برگهای شماره ی یک. این کار را تا جایی پیش ببرید که به جز ۲ یا ۳ برگه سمج در خانه ی شماره ی یک نماند.
سپس روز دیگر یا هر گاه که وقت داشتیم کار برگ نویسی را پیش می بریم و آنها را به همان گونه مرور می کنیم.
پس از چند روز خانه ی دوم پر شده و جای یک برگ نیز ندارد، آنگاه به سراغ خانه ی شماره ی دو می رویم. اما به این خانه شبیخون نزنید! تنها یک سانتیمتر یا یک انگشت از برگه ها را مرور کنید( این اندازه کارت از کارت هایی باید بردارید که به خانه ی شماره ی یک نزدیک ترند، یعنی زمان بیشتری از مرور آنها گذشته است. هر کدام را که بلد بودید به خانه ی شماره ی ۳ ببرید. اما آنهایی را که بلد نیستید، دوباره به خانه ی نخست، یعنی خانه ی شماره ی یک برگردانید. هنگامی که کار مرور آن ۱ سانتیمتر یا یک انگشت تمام شد بروید به سروقت برگه های خانه ی شماره ی یک و آنها را همانند پیش مرور کنید.
سپس، هنگامی که خانه ی شماره ی دو پر شد، دوباره مانند پیش ۱سانتیمتر یا یک انگشت از برگه های آن را به شیوه ی پیش مرور کنید.
پس از مدتی خانه ی شماره ی ۳ نیز پر می شود. با آن هم همچون خانه ی شماره ی ۲ برخورد کنید و برگهایی را که بلد نیستید باز هم به خانه ی شماره ی ۱ بفرستید نه خانه ی قبلی.
هنگامی که خانه های دیگر نیز پرشدند با آنها نیز همانگونه برخورد کنید، ۱ سانتیمتر یا یک انگشت از آنها را برداشته، آنهایی را که بلدید به خانه ی بعدی یا اگر درخانه ی شماره ی ۵ است بیرون از جعبه و آنهایی را که بلد نیستید دوباره به خانه ی شماره ی یک بفرستید.
برگه هایی که از خانه ی شماره ی ۵ بیرون آمد در حافظه ی بلند مدت شما خواهد ماند! اما این کار ممکن است دست کم یک ماه طول بکشد. ولی باید بدانید که هرچه برگه ها به خانه های بالاتر می رسند، دیرتر فراموش می شوند! چون بر پایه ی پژوهش های ابیگ هاوس مطالب در روزهای نخست سرعت فراموشیشان بیشتر است. پس مطالبی که به خانه ی شماره ی ۳ رفته اند دیرتر از خانه ی شماره ی دو فراموش می شوند. پس نباید نگران باشید که در طول سال تحصیلی از بخشهایی که برگه های آنها از خانه ی ۵ نگذشته است از شما آزمون بگیرند. هنگامی که برگه ها از خانه ی شماره ی ۵ گذشتند می توانید آنها را بسوزانید، یا بازیافت کنید یا یادگاری نگه دارید!

 موفق باشید

 

انیمیشن  زیست شناسی

سایتی پر از انیمیشن زیست شناسی

http://highered.mcgraw-hill.com/sites/dl/free/0072437316/120060/ravenanimation.html

نقطه هم ارزی و نقطه پایانی تیتراسیون

نقطه هم ارزی ، مقدار اسید یا بازی است که در واکنش سنجش حجمی طبق محاسبات استوکیومتری مورد نیاز است . می توان گفت با توجه به محاسبات استوکیومتری ( شیمی 3 ) برای واکنش مقدار معینی از اسید ، مقدار معینی باز مورد نیاز است . به این مقدار اسید یا باز که برای واکنش کامل اسید و باز مورد نیاز است ، نقطه هم ارزی گفته می شود . بنابراین نقطه هم ارزی بطور تئوری و بصورت محاسبات معین می شود . در نقطه هم ارزی وقتی اسید و باز با نسبت مولی معین بطور کامل با هم واکنش داده و تولید نمک می کنند ، محلول حاصل با توجه به نوع نمک بدست آمده می تواند اسیدی ، بازی یا خنثی باشد .

اسید قوی و باز قوی : نمک خنثی -----> PH=7

اسید قوی و باز ضعیف : نمک اسید -----> PH<7

اسید ضعیف و باز قوی : نمک بازی -----> PH>7

به این PH ، PH نقطه هم ارزی می گویند .

نقطه پایانی ، مقدار اسید یا بازی است که در آزمایش سنجش حجمی با توجه به تغییر رنگ شناساگر بدست می آید . می دانیم در آزمایش سنجش حجمی برای تشخیص کامل شدن واکنش از شناساگر استفاده می شود به این ترتیب که پایان آزمایش با تغییر رنگ شناساگر تعیین می شود ، از طرفی شناساگرهای مختلف در PH های مختلف تغییر رنگ می دهند که ممکن است با PH نطقه هم ارزی یکسان نباشد . بنابراین نقطه پایانی و هم ارزی یکسان بدست نخواهد آمد . 

هر چه PH تغییر رنگ یک شناساگر به PH نقطه هم ارزی نزدیکتر باشد ، آزمایش سنجش حجمی دقیق تر خواهد بود .

روش تشخیص هالوژنها

روش تشخیص هالوژنها

آزمایش نقره نیترات

اگر در ساختمان ماده آلی نیتروژن یا گوگرد حضور داشته باشد با افزایش  نقره نیترات به محلول اسیدی تهیه شده از ذوب قلیایی علاوه بر هالید نقره، رسوب سفید AgCN یا رسوب Ag2S نیز تشکیل میشود که مزاحم عمل تشخیص هالوژنها هستند بنابراین قبل از رسوب دادن AgX باید گوگرد و نیتروژن را از محیط عمل خارج سازید، بدین طریق که به آن  نیتریک اسیدغلیظ افزوده و محلول حاصل را بجوشانید تا بر اثر تبخیر حجم آن به نصف تقلیل داده شود، سپس آنرا سرد کرده و با حجم مساوی آب مقطر رقیق کنید. سپس بر روی آن آزمایشات زیر را انجام دهید، اگر گوگرد و ازت وجود نداشته باشد نیازی به عمل فوق نیست.

الف) اگر در جسم آلی یک نوع هالوژن وجود داشته باشد حدود 2 میلی لیتر از محلول زیر صافی حاصل از ذوب قلیایی را در یک لوله آزمایش بریزید و با اسید نیتریک رقیق آنرا اسیدی کرده مقداری محلول نیترات نقره اضافه کنید، رسوب تشکیل شده مشخص کننده نوع هالوژن خواهد بود، مایع رویی را بر اثر سرازیر کردن جدا کنید و به رسوب محلول رقیق آمونیاک اضافه نمائید اگر رسوب سفید بوده و به خوبی محلول در آمونیاک رقیق باشد نشانه کلر، و اگر زرد کمرنگ و به سختی محلول در آمونیاک باشد (کم محلول باشد) نشانه برم، اگر زرد پر رنگ و تقریبا نا محلول در آمونیاک باشد نشانه وجود ید در جسم آلی است.

ب) اگر مخلوط چند هالوژن وجود داشته باشد:

شناسایی ید

 2 میلی لیتر از محلول زیر صافی حاصل از ذوب قلیایی را در یک لوله آزمایش بریزید و با مقداری استیک اسید خالص (گلاسیال)، آنرا اسیدی کنید و سپس به آن حدود یک میلی لیتر تتراکلرید کربن بیفزائید و قطره قطره محلول نیتریت سدیم ضمن تکان دادن شدید لوله آزمایش اضافه کنید رنگ بنفش یا ارغوانی که در لایه آلی ( 4CCl) تشکیل میشود نشانه حضور ید است.

پس از تشخیص ید، از محلول همین لوله آزمایش برای تشخیص برم استفاده کنید. بدین طریق که مجددا مقداری محلول نیتریت سدیم افزوده و مقدار جزئی گرم کنید. بعد شدیدا تکان دهید و صبر کنید تا دو لایه از هم جدا شوند، لایه رویی را در لوله آزمایش تمیز دیگری بریزید و لایه بنفش رنگ تتراکلرید کربن را دور بریزید. به لایه رویی که در لوله آزمایش تمیز ریخته بودید یک میلی لیتر تترا کلرید کربن اضافه کنید و قطره قطره محلول 20% نیتریت سدیم بیفزائید و در ضمن افزایش لوله را تکان دهید اگر باز هم لایه زیری رنگی شد محلول سدیم نیتریت بیشتری ریخته و پس از تکان دادن و سپس جدا شدن دو لایه، لایه رویی را به لوله آزمایش دیگری منتقل کنید و لایه زیری را دور بریزید و بر روی لایه رویی این عمل را آنقدر تکرار کنید تا دیگر لایه رنگی ایجاد نشود، در این صورت دیگر در محلول شما ید وجود ندارد. حال بر روی این محلول آزمایش تشخیص برم انجام دهید. (توجه کنید که اگر در ابتدای آزمایش رنگ بنفش ظاهر نشود نشانه عدم حضور ید در محلول است و بنابر این نیازی به استخراج ید نیست و از همان ابتدا میتوان برای تشخیص برم عمل کرد).

شناسایی برم

محلول اسیدی فوق را زیر هود حرارت دهید تا دیگر بخارات NO خارج نشود، سپس سرد کنید. محلول را با استیک اسید گلاسیال به شدت اسیدی کرده و مقدار کمی از دی اکسید سرب PbO2 اضافه نمائید. یک تکه کاغذ صافی آغشته به محلول فلورسئین را در بالای دهانه لوله آزمایش به دور دهانه چسبانده و حرارت دهید (کاغذ آغشته به فلورسئین به رنگ زرد لیمویی است) دی اکسید سرب در محلول استیک اسید تولید استات سرب میکند که HBr و HI را اکسید میکند ولی عملا تحت شرایط فوق بر HCl اثری ندارد.

چون در داخل لوله آزمایش ید وجود ندارد اگر کاغذ آزمایش فلورسئین به رنگ صورتی در آید نشانه وجود برم در جسم آلی است (البته باید توجه داشت که ید نیز چنین جوابی میدهد بنابر این باید ابتدا ید را کاملا از محیط عمل خارج ساخت و سپس آزمایش مربوط به برم را انجام داد) برای تشخیص کلر از محتویات همین لوله استفاده میکنیم.

هالوژن ها

عناصر گروه هفتم (اصلی) هالوژنها

 

 عناصر این گروه به ترتیب عبارتند از : فلوئور F ، کلر Cl، برم Br ، ید I  ، استانین At. شعاع اتمی این عناصر با افزایش عدد اتمی (از بالا به پائین) زیاد می شود انرژی یونیزاسیون کم شده الکترونگاتیوی نیز کم می شود نقاط ذوب و جوش بیشتر شده. پتانسیل اکسیداسیون آنها به ترتیب کاهش

 می یابد و هر کدام در لایه آخر 7 الکترون (s2p5) دارند، با فلزات میل

 ترکیبی شدید دارند و مولکول حاصل از آنها اغلب خصلت یونی دارد مانند

 NaF و KCl و BaI2 . با هیدروژن هالدیدئیدروژن می دهند که پس از حل شدن در آب محلول اسید به وجود می آورند مانند HCl و HI. از بالا به پائین خواص غیر فلزی ضعیف تر می شود غیر فلز بالاتر می تواند غیر فلز پائین تر را از نمکش بیرون کرده و هالوژن آزاد نماید . مثلاً:                     

                                      KCl +  Br --------> عملی نیست

 ولی از تأثیر کلر بر نمک Br، برم حاصل می شود: 

                                       2KBr + Cl2 ----------->2 KCl + Br

 بنابراین از لحاظ فعالیت شیمیایی ترتیب زیر برقراراست:

 F۲>Cl۲>Br۲>I۲>As

فلوئور و کلرگازی شکلند، برم مایع و ید جامد است که خیلی زود به حالت بخار در می آیند به همین دلیل آنها را به صورت  F2, Cl2,Br2,I2  نشان می دهند. 

 فلوئور در تمام ترکیبات یک ظرفیتی است ولی سایر هالوژنها می توانند ظرفیت های مختلف در ترکیبات داشته باشن زیرا در فلوئور فقط یک الکترون منفرد در اوربیتال 2p وجود دارد و به هیچ وجه نمی تواند حالت برانگیخته پیدا کند ولی در سایر هالوژنها ، الکترونها حالت برانگیخته پیدا می کنند و الکترونهای منفرد زیاد تر ایجاد می گردد. مثلاً: اتم کلر 17Cl در ترکیب با فلوئور 9F  ممکن است CLF و ClF3 و ClF5 و ClF7 بدهد در هر ترکیب حالت برانگیخته الکترونها را در اوربیتال 3d می توان توجیه کرد.

 هالوژنها چون میل ترکیبی زیادی با عناصر دیگری دارند در طبیعت به حالت آزاد وجود ندارد ولی به صورت ترکیب فراوان هستند این عناصر اغلب سمی و خطرناکند در حالیکه ترکیبات آنها بسیار مفید و با ارزش هستند و کاربرد آنها در صنایع مختلف زیاد است مانند گاز فریون CF2Cl2 که در یخسازی به کار می رود پی وی سی  و د.د.ت (دی کلر ـ دی فنیل تری کلرواتان)، کلروفرم ، .... سایر ترکیبات فلوئور برم و ید که در انواع داروها و ترکیبات مختلف مورد استفاده قرار می گیرند.

 برای تهیه ی هالوژنها از نمک های آنها استفاده می کنند فقط فلوئور را از الکترولیز KHF2 یا (KF.HF)  بدست می آورند. بقیه هالیدها با اسید سولفوریک و دی اکسید منگنز هالوژن می دهند مثلاً: طرز تهیه ید از یدید سدیم:

 2NaI + H2SO4 + MnO2 -------> MnSO4 + 2NaHSO4 + I2 + 2H2O

از تاثیر گاز کلر بر یدیدها نیز می توان ید بدست آورد یا از تاثیر گاز کلر بر برمیدها برم حاصل می شود. فلوئور اکسید کننده ایست شدید و کلر نیز اکسید کننده است برم و ید هم خاصیت اکسید کنندگی و هم خاصیت احیا کنندگی دارند مثال:

 2KI + Cl2 ------> 2KCl + I2 

3I2 + 2Al ------> 2AlI3

که در اولی ید اکسید شده و در دومی ید احیاء شده است.

  •  یدومتری:

 به واکنش هایی که در آن ید اکسید می گردد یعنی از محلول یدیدها ید آزاد می گردد یدومتری گویند.

 2KI + H2O2 + H2SO4 -------> I2 + K2SO4 + H2

تذکر: ارزش حجمی آب اکسیژنه (پر اکسید هیدروژن) از رابطه a=N.Ev  بدست می آید که a ارزش حجمی N نرمالیته  Ev ای کی والان حجمی معادل 6/5 است.

  • هیدراسیدها (هالیدها هیدروژن):

 هالیدهای ئیدروژن به ترتیب عبارتند از HF و HCl و HBr و HI که برای تهیه ی آنها از تاثیر اسید سولفوریک بر هالیدهای فلزی استفاده می کنند. 

این مواد در آب حل شده تولید اسید می نمایند. فلوئوریدئیدرژن به علت داشتن پیوند ئیدروژنی استثنائاً نقطه ی جوش بالاتر دارد و در حالت عادی مایع است بقیه هالیدهای ئیدروژن با افزایش جرم مولکولی نقطه ی جوش بالاتر دارند به همین دلیل فلوئورید ئیدرژن به صورت H2F2  و همین ها به صورت زیروند 3 تا آخر وجود دارد. 

هیدرواسید ها بر اغلب فلزات، ا کسیدها، بازها، کربناتها اثر کرده و نمک می دهند.

اسید فلوئوریدریک بر شیشه اثر می کند یعنی سیلیس SiO2 را در خود حل می نماید.

  • اکسی اسیدهای هالوژنه:

 غیر از فلوئور، هالوژنها اکسی اسید (اسید اکسیژن دار) نیز تولید می کنند مانند KClO4 پر کلرات پتاسیم NaIO3 یدات سدیم NaBrO هیپو برومیت سدیم. هرچه تعداد اکسیژن در اکسی اسیدهای هالوژن بیشتر باشد، خاصیت اسیدی آن زیاد تر است زیرا اکسیژن از هالوژن الکترونگاتیوتر می باشد و زوج الکترونهای مشترک بین Cl و O را به طرف خود می کشد در نتیجه خروج الکترون مشترک بین H و O متوجه اکسیژن پیوندی هیدروژن و اکسیژن کاسته می گردد و پروتون (+H) آسانتر آزاد می گردد.

 بنابر این از لحاظ اسیدی می توان گفت که:

 HClO4 > HClO3 > HClO2 > HClO

عدد اکسیداسیون کلر در این ترکیبات به ترتیب 1،3،5،7 است و نمکهای این اسیدها به ترتیب هیپوکلریتها، کلریتها، کلراتها و پر کلراتها می باشند.

  •  طرز تشخیص هالیدهای محلول (آنیون هالید- X):

 برای تشخیص یون فلوئور از یون ۲+ Ca و برای تشخیص یون کلرید از یون+ Ag استفاده می کنند:

 Ca2+ + 2F- -----> CaF2

Ag+ + Cl- -------> AgCl

 (یدیدها با کلرید و برمیدها با کلر. برم می دهند که قبلا گفته شد)

نکته مهم  :

۱.  اسیدهای هالوژنه با افزایش جرم مولکولی خاصیت اسیدی بیشتری پیدا می کنند و درجه تفکیک یونی آنها زیادتر است یعنی:

HI > HBr > HCl > HF

 2. هالوژنها در آب حل می شوند و محلول رنگی بوجود می آورند (ید در حلالهای آلی حل می شود)

 رنگ محلول بستگی به نوع هالوژن و نوع حلال دارد مثلا در تترا کلرید کربن ید بنفش، برم قرمز و کلر زرد می شود.

 3. جدول مشخصات هالوژنها نشان می دهد که با کاهش عدد اتمی از ید تا کلر بر مقدار انرژی الکترون خواهی افزوده می شود ولی در مورد فلوئور از انرژی الکترون خواهی کاسته می گردد(به علت کوچک بودن حجم آن)

 4. استاتین آخرین عنصر گروه هفتم از بمباران کردن بیسموت با اشعه آلفا بدست می آید که ایزوتوپهای زیادی دارد.

  • تغییرات شعاع اتمی

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

 

  • توضیح علت افزایش شعاع اتمی

شعاع یک اتم توسط عامل های زیر کنترل می شود: 

  • تعداد لایه های الکترون های اطراف هسته
  • کششی که الکترون های بیرونی تر از هسته احساس می کنند.

با مقایسه فلوئور و کلر، تعداد الکترون های هر لایه خواهد بود:

 

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

در هر مورد، الکترون های خارجی، کشش خالص +7 را از سوی هسته احساس می کنند. بار مثبت بر روی هسته توسط منفی بودن الکترون های داخلی کم می شود.

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

این روند برای تمام اتم های گروه 7 نیز صادق است.

بنابراین تنها عاملی که اندازه اتم را تحت تأثیر قرار می دهد، تعداد لایه های الکترون های داخلی است که باید در اطراف اتم جا بگیرند. بدیهی است که لایه های بیش تر الکترونی، جای بیش تری اشغال خواهد کرد (چون الکترون ها در این حالت، بیش تر همدیگر را دفع خواهند کرد). این به معنای آن است که با پایین رفتن در این گروه، اتم ها بزرگ تر شوند.

تغییرات الکترونگاتیوی:

الکترونگاتیوی، اندازه گیری تمایل یک اتم برای جذب جفت الکترون های پیوندی است. معمولا از مقیاس پالینگ برای اندازه گیری الکترونگاتیوی استفاده می شود که فلوئور، الکترونگاتیوترین عنصر جدول تناوبی است.

توجه کنید که با پایین رفتن در این گروه، الکترونگاتیوی کاهش پیدا می کند.

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

توضیح علت کاهش الکترونگاتیوی:

این علت به سادگی از شکل های فلوئورید هیدروژن و کلرید هیدروژن فهمیده می شود:

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

جفت های پیوندی الکترون ها بین هیدروژن و هالوژن، همان کشش خالص +7 را از هر دو اتم کلر و فلوئور احساس می کند. اما در مورد کلر، هسته دورتر از جفت پیوندی است. این به معنای آن است که کلر به شدت فلوئور، جذب نمی شود.

همچنان که هالوژن ها بزرگ تر می شوند، هر جفت پیوندی از هسته هالوژن دورتر می شود؛ بنابراین با قدرت کم تری جذب هسته اتم می شود. به بیان دیگر از بالا به پایین، الکترونگاتیوی کم می شود.

 

  • تغییرات اولین الکترون خواهی

اولین انرژی الکترون خواهی، انرژی آزاد شده ای است که 1 مول از اتم های گازی، یک الکترون به دست می آورد تا 1 مول از یون -1 تشکیل دهد:

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

وقتی این تغییر اتفاق می افتد، انرژی اولین الکترون خواهی، انرژی آزاد شده در هر مول اتم X است.

این انرژی، مقدار منفی دارد. برای مثال، اولین الکترون خواهی کلر، -394 KJ/mol است. طبق قرارداد، علامت منفی نشان دهنده آزاد شدن انرژی است.

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

توجه کنید که روند تغییرات الکترون خواهی در گروه، منظم نیست. به استثنای فلوئور، مقادیر الکترون خواهی کم تر می شود (گرمای کم تری آزاد می شود).

الکترون خواهی، اندازه گیری جاذبه بین الکترون ورودی به یک اتم و هسته است.جاذبه بیش تر به معنای الکترون خواهی بیش تر است.

خواص اتمی و فیزیکی هالوژن ها (1)

در اتم بزرگ تر، جاذبه از هسته ای با بار مثبت بیش تر، توسط الکترون های محافظ خنثی می شود؛ بنابراین هر الکترون ورودی، اثر بار خالص +7 را از مرکز اتم احساس می کند؛ دقیقا مثل حالت شعاع اتمی یا الکترونگاتیوی.

وقتی اتم، بزرگ تر می شود، الکترون ورودی از هسته دورتر می شود و جاذبه کم تری احساس می کند. پس مقدار الکترون خواهی در این گروه از بالا به پایین کاهش می یابد.

اما چرا فلوئور فرق دارد؟

فلوئور، اتم بسیار کوچکی است، پس الکترون ورودی به هسته فلوئور بسیار نزدیک است. پس چرا الکترون خواهی آن از کلر کم تر است؟

در این مورد، عامل دیگری نقش دارد. وقتی الکترون تازه ای به یک اتم اضافه می شود، وارد فضایی با بار منفی زیاد به دلیل الکترون های موجود می شود. بنابراین دافعه ناشی از این الکترون ها مقداری از جاذبه هسته را خنثی می کند.

چون اتم فلوئور بسیار کوچک است، چگالی الکترونی بسیار بالاست. این به معنای آن است که دافعه زیاد است و چاذبه هسته را آن قدر کم می کند که الکترون خواهی فلوئور کم تر از کلر باشد.

 

 

بررسی ویژگی های گروه های اصلی اول و دوم جدول تناوبی

  •  ویژگی های فلزات قلیایی  Alkali Metals  

نوع ویژگی

توضیح

آرایش الکترونی لایه ظرفیت

n S1

 نماد کاتیون پایدار

+M

واکنش پذیری

بالا

چگالی

کم

نقطه ذوب

کم

محصول واکنش با هالوژن ها

هالید فلز قلیایی

محصولات واکنش با آب

گاز هیدروژن و هیدرواکسید فلز

شرایط نگهداری در آزمایشگاه

در زیر نفت

 روند تغییر واکنش پذیری از بالا به پایین

افزایش

روند تغییر انرژی نخستین یونش از بالا به پایین

کاهش

روند تغییرالکترونگاتیوی  از بالا به پایین

کاهش

 واکنش ها

  • واکنش با اکسیژن

فلزات قلیای با اکسیژن ترکیب می شوند و بستگی به مقدار اکسیژن و نوع فلز ، اکسید معمولی ،پراکسید و سوپراکسید تشکیل می شود. 

4Li(s) + O2 (g) -> 2Li2O(s) (lithium oxide

2Na(s) + O2 (g) -> Na2O2(s) (sodium peroxide

K(s) + O2 (g) -> KO2(s) (potassium superoxide

 

 واکنش  سدیم با اکسیژن ( واکنش سوختن )

  •  واکنش با آب

2M(s) + 2H2O(l) -> 2MOH(aq) + H2(g

واکنش لیتیم با آب

2Li + ۲H2O → ۲LiOH + H2

واکنش سدیم با آب

2Na + ۲2H2O → ۲NaOH + H2

 

واکنش پتاسیم با آب

2K + ۲H2O → ۲KOH + H2

 

  •  واکنش با هالوژن ها

2M(s) + Cl2(g) -> 2MCl(s

واکنش سدیم با گاز کلر

 

  • معادله واکنش های هالوژن های مختلف با سدیم

2Na(s) + F2(g) → NaF(s

2Na(s) + Cl2(g) → NaCl(s

2Na(s) + Br2(g) → NaBr(s

2Na(s) + I2(g) → NaI(s

 سوال-معادله واکنش های فلز های دیگر قلیایی را با هالوژن ها بنویسید.

سوال-برای کدام یک از شما جنتلمنا، آنهایی که در بیرون پنجره اند جذابترند؟

 

  • بررسی عناصر گروه دوم (IIA):

 

نام عنصر  نشانه اتمی  عدد اتمی

چگالی

g/cm3

نقطه ذوب 

o

جرم اتمی

شعاع اتمی

pm

شعاع یونی

pm

 رنگ شعله   
 بریلیم Be 4 1.82 1278 9.01 112 0.34 -
منیزیم Mg 12 1.74 651

14.31

160 0.78 سفید
 کلسیم     Ca 20 1.55 843 40.08 197 1.06 سرخ مایل یه نارنجی
 استرانسیم    Sr 38 2.6 769 87.62 215 1.27 سرخ درخشان
 باریم     Ba 56 3.5 725 137.33 222 1.43 زرد مایل به سبز
 رادیم Ra 88 700 1.57

beryllium

Be

He] 2s2

magnesium

Mg

Ne] 3s2

calcium

Ca

Ar] 4s2

strontium

Sr

Kr]  5s2

barium

Ba

Xe] 6s2  

radium

Ra

Rn] 7s2

 

 بریلیم رفتار شیمیایی منحصر به خود را دارد و  پیوند های شیمیایی آن به طور عمده کووالانسی هستند.خواص شیمیایی منیزیم با توجه به جایگاه آن در گروه کمی متفاوت است. منیزیم تمایل زیادی برای تشکیل پیوند کووالانسی دارد که با نسبت بزرگ بار به شعاع آن مطابق است. به عنوان مثال منیزیم هیدروکسید را مانند بریلیم هیدروکسید در محلول های آبی آن می توان رسوب داد در صورتیکه هیدروکسیدهای سایر اعضاء گروه به طور متوسط در آب محلول هستند.

از دیگر خواص منیزیم به ترکیب شدن نسبتاً آسان آن با کربن می توان اشاره نمود.

به دلیل افزایش بار موثر هسته بر لایه الکترونی شعاع اتمی فلزات قلیایی خاکی کمتر از شعاع اتمی فلزات قلیایی می باشد و تعداد الکترونهای پیوندی آنها دو برابر گروه ۱ است. به همین دلیل نقطه ذوب، نقطه جوش و دانسیته این فلزات از فلزات قلیایی بیشتر است.

کلیه فلزات این گروه الکتروپوزیتیو هستند. به دلیل اینکه اندازه و قطبش پذیری یونهای +M2 آنها نسبت به یونهای +M هم الکترون نظیر بسیار کمتر است، اغلب در نمکها یونهای کاملی را تشکیل می دهند. هرچند که ترکیبات +Mg2 تا اندازه ای و ترکیبات یونهای +Be2 به طور کامل کووالانسی هستند.

بریلیم در بعضی از خواص شیمیایی خود به آلومینیم شباهت دارد، از جمله اینکه با تشکیل غشای اکسید نفوذ ناپذیر روی سطح فلز در مقابل اسیدها مقاومت می نماید. اکسید آن خاصیت آمفوتری داشته و هیدروکسید و کلرید آن مانند اسید لوویس عمل می کند.

سری عناصر کلسیم، استرانسیم، باریم و رادیم همبستگی نزدیکی دارند. به طوریکه خواص فیزیکی و شیمیایی این عناصر و ترکیبات آنها به همان ترتیبی که در گروه ۱ دیدیم با افزایش اندازه یون به طور منظم و مرتب تغییر می کند. در میان این عناصر خاصیت یونی و الکتروپوزیتیوی Ra از همه بیشتر است.

کلیه ایزوتوپهای رادیم رادیواکتیو هستند و رادیم ۲۲۶ طولانی ترین نیمه عمر را دارد. این ایزوتوپ در سری تجزیه رادیواکتیو طبیعی اورانیم ۲۳۸ تشکیل می شود و اولین بار توسط پیر و ماری کوری از پیچبلاند جدا شد. زمانی این ایزوتوپ استفاده گسترده ای در رادیوتراپی  داشت ولی در حال حاضر از رادیوایزوتوپهایی که در رآکتورهای هسته ای ساخته می شود به جای رادیم ۲۲۶ استفاده می کنند.

در طبیعت گاهی اوقات در کانی های گروه ۲ مقداری هم عنصر اروپیم یافت می شود که نشان دهنده تشابه خواص شیمیایی این عنصر با فلزات قلیایی خاکی می باشد. 

عناصر گروه دوم به دلیل داشتن فعالیت شیمیایی نسبتاْ زیاد در طبیعت به صورت آزاد یافت نمی شوند. آرایش الکترونی لایه ظرفیت این گروه ns2 بوده و به دلیل شرکت دو الکترون در پیوند فلزی بین اتمها، پیوند آنها با هم قویتر از پیوند فلزی گروه اول می باشد. به همین دلیل عناصر گروه دوم سخت تر از فلزات قلیایی بوده و دمای ذوب و جوش آنها هم بالاتر است.

در این گروه منیزیم کمترین و بریلیم بیشترین نقطه ذوب و جوش را دارند. هم چنین چگالی این گروه از بریلیم تا کلسیم کاهش یافته و سپس در عناصر بعدی افزایش می یابد. که به این ترتیب کلسیم کمترین چگالی را در این گروه داراست. و بدون به حساب آوردن رادیم می توان گفت که باریم بیشترین چگالی در بین پنج عنصر این گروه دارد. هرچند که تفاوت بین اولین و دومین انرژی یونش در بریلیم زیاد است. اما حتی در این عنصر از گروه دوم نیز شواهدی طبیعی بر وجود حالت اکسایش ۱+ وجود ندارد. و عدد اکسایش فلزات این گروه به طور غالب ۲+ است.

در بریلیم به دلیل اندازه کوچک اتم، پتانسیل یونش زیاد، انرژی تصعید زیاد، انرژی آب پوشی و انرژی شبکه برای جداسازی کامل الکترون ها کافی نبوده و در تمام ترکیبات حتی ترکیباتی نظیر BaO و BaF2 که بریلیم با عناصر بسیار الکترونگاتیو ترکیب می شود، پیوندها به میزان قابل ملاحظه ای خصلت کووالانسی دارند. برای تشکیل دو پیوند کوالانسی در ترکیبی مانند  BeX2  بعد ار برانگیخته شدن به هیبریداسیون sp می رسد. تحت این هیبریداسیون ترکیب X- Be -X خطی تشکیل می شود که زاویه پیوندی در آن ۱۸۰ درجه می باشد.

بریلیم در این شرایط دارای عدد کوئوردیناسیون ۲ است و تمایل شدیدی برای افزایش این مقدار به عدد کوئوردیناسیون ماکسیمم یعنی ۴ و یا لااقل ۳ دارد.

 

 

در BeCl2 این افزایش عدد کوئوردیناسیون با پلیمر شدن از طریق پل انجام می گیرد. همچنین در بعضی از ترکیبات اتم بریلیم برای رسیدن به ماکسیمم کوئوردیناسیون به صورت اسید لوویس عمل می نماید. بریلیم در بعضی موارد مانند دیمرهای گازی Be2Cl4 و Be2Br4 عدد کوئوردیناسیون 3 دارد. در دمای عادی فقط نمونه های محدودی از ترکیبات Be یافت می شود که در آنها اتم بریلیم دارای کوئوردیناسون ۲ با پیوندهای خطی sp باشد.

لازم به تذکر است که ترکیبات بریلیم بسیار سمی بوده و تنفس آنها فوق العاده خطرناک می باشد.لذا هنگام کار کردن با این ترکیبات باید حاکثر احتیاط را رعایت کرد.

مهمترین کانی بریلیم در طبیعت بریل Be3Al2(SiO3)6 است که اغلب به صورت منشورهای بزرگ شش ضلعی یافت می شود. بریلیم خاکستری رنگ، تقریباً سبک (1.86g/cm3) بسیار سخت و تاحدی شکننده است. از بریلیم به عنوان پنجره در دستگاه اشعه X استفاده می شود، همچنین به عنوان ضد اکسنده به برنزهای مس و فسفر و نیز به عنوان سخت کننده به مس اضافه می شود. به دلیل بی اثر بودن اسیدها بر فلز بریلیم که به واسطه تشکیل اکسید بی اثر صورت می گیرد، اغلب برای واکنش با اسیدها آن را به صورت پودر یا ملغمه در می آورند. سرعت نسبی انحلال بریلیم در اسیدها به این قرار است:

HF> H2SO4 ~ HCl> HNO3

و مانند آلومینیوم در بازهای قوی حل شده و یون بریلات تشکیل می دهد. از سوزاندن بریلیم در هوا اکسید متبلور و سفید رنگ BeO بدست می آید. بریلیم هیدروکسید یک آمفوتر می باشد و در محلول های آبی رسوب می نماید.

عناصر منیزیم، کلسیم، استرانسیم و باریم به مقدار قابل توجهی در کانیها و در دریا وجود دارند. در رسوباتی نظیر دولومیت CaCO3.MgCO3 ، کارنالیت MgCl2.KCl.6H2O ، باریت BaSO4 و غیره مقدار زیادی از این عناصر را می توان یافت.

کلسیم از نظر فراوانی در قشر زمین سومین فلز بوده و در گروه دوم بیشترین فراوانی را دارد.

منیزیم فلزی سفید مایل به خاکستری است که اغلب سطح ورقه آن با لایه نازکی از اکسید پوشیده می شود. این لایه تاحدودی فلز را از نظر شیمیایی محافظت می کند. منیزیم در هوا با نور سفید بسیار درخشنده و شدیدی سوخته و اشعه فرابنفش تولید می نماید که برای سلامتی چشم بسیار مضر است، و بایستی از عینک محافظ استفاده نمود.

کلسیم و دیگر فلزات قلیایی خاکی نرم و نقره فام هستند و از نظر واکنش پذیری شبیه به سدیم می باشند ولی با قدرت واکنش پذیری کمتری. اکسید منیزیم نسبتاً بی اثر می باشد ولی  سایر اکسیدهای این گروه با آب ترکیب شده و ضمن آزاد کردن انرژی تشکیل هیدروکسید می دهند. منیزیم هیدروکسید در آب نامحلول است و از لحاظ قدرت بازی ضعیف تر از سایر بازهای سری Ca-Ra می باشد. اکسیدهای فلزهای قلیایی خاکی کربن دی اکسید هوا را جذب می نمایند.

واکنش های مهم فلز های قلیایی خاکی

  • واکنش با اکسیژن

2Mg(s) + O2(g) ® 2MgO(s

Ca(s) + Cl2(g) ® CaCl2(s

به جز بریلیم همه فلز های قلیایی خاکی با اکسیژن هوا در دمای معمولی واکنش می دهند و این واکنش پذیری از بالا به پایین در گروه افزایش می یابد.

  • واکنش با آب

به جز بریلیم همه این فلز ها با آب واکنش میدهند . البته واکنش پذیری از بالا به پایین زیاد می شود.

  •  واکنش با اسید ها

به جز بریلیم همه این فلز ها با اسید ها واکنش میدهند . البته واکنش پذیری از بالا به پایین زیاد می شود.

Mg(s) + 2H+(aq) ® Mg۲+(aq) + H2(g

  • واکنش با هیدروژن و تشکیل هیدرید

کلسیم - استرانسیم و باریم با هیدروژن در حرارت تشکیل نمک هیدرید می کنند.

Ca(s) + H2(g) ® CaH2(s

  • واکنش با کربن دی اکسید

منیزیم در دمای بالا در کربن دی اکسید می سوزد.

2Mg(s) + CO2(g) ® 2MgO(s) + C(s

  •  واکنش اکسید فلز قلیایی خاکی با آب

CaO(s) + H2O(l) ® Ca(OH)2(s

منابع

http://kimiagar85.blogfa.com

www.rsc.org

گلیکولیز

 

  •       مراحل واکنشهای گلیکولیز

واکنشهای گلیکولیز به صورت خطی پیش می‌روند. بطوری که ترکیب اولیه پس از طی چند واکنش آنزیمی ترکیبی را می‌سازد که از لحاظ ماهیت با ترکیب اول کاملا تفاوت دارد. از این رو گفته می‌شود که گلیکولیز به صورت راه است. راه گلیکولیز به نام دو دانشمندی که در مشخص کردن این راه بسیار کوشیده‌اند به راه امبدن- مایرهوف نیز معروف است. راه گلیکولیز اگر از گلوکز آغاز شود شامل 10 مرحله واکنش آنزیمی است.

مرحله ۱

فسفریلاسیون گلوکز

ورود D- گلوکز ، در راه گلیکولیز مستلزم فسفریل‌دار شدن آن به گلوکز 6- فسفات است که بوسیله آنزیم هگزوکیناز کاتالیز می‌شود. این آنزیم ، آنزیم اختصاصی است که گلوکز را در کربن ششم فسفریل‌دار می کند. بدین منظور ، مولکول ATP آبکافت شده و مقداری انرژی برابر 7.3- کیلوکالری بر مول آزاد می‌سازد. از این مقدار انرژی3.3- کیلو کالری آن به مصرف تشکیل پیوند فسفو گلوکز می‌رسد و بقیه ذخیره می‌شود در نتیجه مقدار انرژی آزاد شده 4- کیلو کالری بر مول است. 
 

مرحله دوم

تبدیل گلوکز 6- فسفات به فروکتوز 6- فسفات است. این واکنش یک واکنش ایزومری شدن است که بوسیله آنزیم گلوکز فسفات ایزومراز کاتالیز می‌شود.

مرحله سوم

فسفریل‌دار شدن مجدد فروکتوز 6- فسفات بوسیله آنزیم 6- فسفوفروکتوکیناز است. در این حالت ، آنزیم گروه فسفات حاصل از آبکافت ATP را به مولکول فروکتوز 6- فسفات انتقال می‌دهد و در نتیجه فروکتوز 6،1- دی فسفات حاصل می‌شود.

مرحله چهارم

مرحله‌ای است که طی آن گلیسرآلدهید 3- فسفات ساخته می‌شود. مولکول فروکتوز 6،1 دی فسفات بوسیله آنزیم آلدولاز به دو ترکیب سه کربن دی‌هیدروکسی استون فسفات و گلیسرآلدهید 3- فسفات تخریب می‌شود. دی‌هیدروکسی استون فسفات به نوبه خود می‌تواند تحت تاثیر آنزیم تریوز فسفات ایزومر به گلیسرآلدهید 3- فسفات تبدیل گردد.

مرحله پنجم

به مرحله اکسایش گلیسرآلدهید 3- فسفات معروف است. در این مرحله ، گلیسرآلدهید 3- فسفات تحت تاثیرآنزیم گلیسرآلدهید 3- فسفات دهیدروژناز به 3،1- دی‌فسفوگلیسریک اسید تبدیل می‌گردد. این واکنش نیازمند کو آنزیم نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید و فسفات کانی است. واکنش در دو مرحله انجام می‌گیرد که یکی انرژی‌زاد و دیگری انرژی خواه است. ابتدا گلیسرآلدهید 3-فسفات تحت تاثیر NAD+ اکسید شده و 1- فسفوگلیسریک اسید می‌دهد که واکنش انرژی‌زا است. سپس این ترکیب بوسیله فسفات کانی فسفریل‌دار شده و 3،1 _ دی‌فسفوگلیسریک اسید را می‌سازد که انرژی‌گیر است.

مرحله ششم

این مرحله یکی از مهمترین مراحل راه گلیکولیز است. زیرا نخستین مرحله‌ای است که طی آن یک مولکول پر انرژی از نوع ATP سنتز می‌شود. برای تشکیل مولکول ATP ، حداقل انرژی برابر 7.3- کیلوکالری بر مول لازم است. از برداشت گروه فسفات متصل به کربن شماره 1 ترکیب 7.3- کیلوکالری بر مول به مصرف تشکیل ATP و 4.5- کیلوکالری بر مول باقی می‌ماند.

مرحله هفتم

واکنش ساده‌ای است که بوسیله آنزیم فسفوگلیسرو موتاز کاتالیز می‌شود. در این حالت ، فسفات متصل به کربن شماره 3 ترکیب 3- فسفوگلیسرات به کربن شماره 2 منتقل شده 2- فسفوگلیسرات می‌دهد. 

مرحله هشتم

این واکنش یک واکنش آبگیری از 2- فسفوگلیسرات است که توسط آنزیم آنولاز کاتالیز می‌شود. طی این واکنش ، 2- فسفوگلیسرات به فسفوانول پیرووات که ترکیبی پر انرژی است تبدیل می‌گردد.

مرحله نهم

این واکنش نیز یکی دیگر از واکنشهای مهم راه گلیکولیز است که طی آن دومین مولکول پر انرژی ATP سنتز می‌شود. آنزیم پیرووات کیناز واکنش را کاتالیز می‌کند. فسفات متصل به کربن شماره 2 فسفوانول پیرووات به مولکول ADP منتقل و ATP تشکل می‌شود. فسفوانول پیرووات ترکیب پر انرژی است و این انرژی در پیوند فسفات متصل به کربن شماره 2 نهفته است. در اثر برداشت این فسفات ، مقداری انرژی برابر 14.8- کیلوکالری بر مول تولید می‌شود که 7.3- کیلو کالری آن صرف ساخته شدن ATP شده و بقیه ذخیره می‌گردد.

مرحله آخر

آخرین مرحله راه گلیکولیز واکنشی است که طی آن پیرووات احیا شده و لاکتات تولید می‌شود. آنزیم لاکتات دهیدروژناز و کوآنزیم NADH واکنش را کاتالیز می‌کند. 

نتیجه

راه گلیکولیز مکانیسم بیوشیمیایی است که از آن طریق انرژی شیمیایی گلوکز دوباره در سایر فرایندهای بیوشیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جمع بندی ترکیبات مصرف شده و مواد تولید شده معلوم می‌شود که تا مرحله تولید گلیسرآلدهید 3- فسفات دو مولکول ATP مصرف می‌شود. از سوی دیگر در تبدیل دو مولکول گلیسرآلدهید 3- فسفات به پیرووات نیز چهار مولکول ATP تولید می‌گردد. با کم کردن تعداد ATP مصرف شده از تعداد تولید شده، میزان کل انرژی حاصل از راه گلیکولیز دو مولکول ATP خواهد بود.



در صورتی که
گلیکوژن به عنوان منبع انرژی بکار رود مرحله اول گلیکولیز حذف می‌شود. بدین معنی که ابتدا گلیکوژن تحت اثر آنزیم فسفریلاز a به گلوکز 1- فسفات تبدیل می‌گردد و در مرحله بعد گلوکز 1- بوسیله آنزیم فسفوگلوکوموتاز ، به گلوکز 6- فسفات مبدل می‌شود. در این حالت گلوکز 6- فسفات راه گلیکولیز را طی می‌کند. بدین ترتیب تعداد ATP تولید شده برابر سه مولکول خواهد بود. تخریب گلوکز به این مرحله پایان نمی‌یابد. بلکه مراحل آن بوسیله پیرووات در میتوکندری ادامه پیدا می‌کند و طی آن بقیه انرژی نهفته در مولکول آزاد می‌شود.

 

 

یک آزمایش جالب

در آزمایش زیر چه مشاهده می کنید؟ چرا؟ توضیح دهید

بار موثر هسته اتم

 

قاعده ی اسلیتر برای تعیین بار موثر هسته اتم

اثر پوششی لایه‌های الکترونی و قاعـده تجربی اسلیتر:

همانطور که لایه‌های ابر مانع نفوذ کامل نور خورشید به سطح زمین است، لایه‌های الکترونی نیز از نفوذ اثر جذب هسته بر هر یک از الکترونها می‌کاهند. اثر کاهش‌دهنده سایر الکترونهای اتم را بر بار هسته مؤثر بر یک الکترون، اثر پوششی یا اثر حایل و یا اثر S، می‌نامند. می‌توان بار مؤثر هسته Z* را که بر یک الکترون معین وارد می‌شود، از کم کردن اثر حایل برای سایر الکترونها از کل بار هسته (عدد اتمیZ ) بدست آورد. مقدار ‌Z* همیشه از ‌Z کمتر است.


مثال

محاسبه بار مؤثر هسته بر سطحی‌ترین الکترون در پتاسیم.

این مقادیر برای الکترون 4s در پتاسیم عبارت است از:

‌Z*=Z - S

Z=19        S=16.8

بنابراین بار مؤثر هسته (Z*) که روی الکترون 4s در پتاسیم اثر می‌گذارد برابر 19–16.8=2.2 است. به عبارت دیگر، الکترون 4s در پتاسیم وجود 2/2 پروتون و نه 19 پروتون را احساس می‌کند!

چون بار مؤثر هسته در بسیاری از بررسیهای کمی به ویژه، تعیین شعاع اتمی و یونی، انرژی الکترون، انرژی یونیزاسیون، الکترونگاتیوی عناصر، دخالت داشته و در روند تغییرات این خواص نقش اساسی دارد. با وجود این، برای محاسبه آن روش کاملاً دقیقی وجود ندارد. البته دو روش برای محاسبه آن ارائه شده است که نتایج حاصل از آنها کم یا بیش تقریبی است.

روش اسلیتر

این روش که توسط اسلیتر در سال 1930 ارائه شد، روشی قدیمی، تجربی و تقریبی است. نتایج حاصل از این روش، فقط در مورد اتم هلیم دقیق است و برای عناصر دوره دوم نسبتاً دقیق ولی برای عناصر دوره سوم به بعد تقریبی است. از این رو،‌ فقط در بررسیهای کیفی و مقایسه‌ای و توجیه روند تغییرات خواص عناصر، می‌توان از این روش استفاده کرد. در مورد تقریبی بودن نتایج این روش، می‌توان دو علت زیر را برشمرد:

اسلیتر، نقش الکترونهایی را که در تراز بالاتر از الکترون مورد نظر، قرار دارند، از نظر اثر پوششی نادیده گرفته بود.

وی فقط عدد کوآنتومی اصلی (n) به بیانی دیگر فقط ترازهای اصلی انرژی اتم را مورد توجه قرار داد. یعنی، بین الکترونهای ترازهای فرعی مربوط به یک تراز اصلی انرژی تفاوتی قایل نشد. مثلاً، برای تمام الکترونهای ترازهای فرعی 3s، 3p و 3d، ثابت پوششی برابری در نظر گرفته بود.

اسلیتر برای محاسبه بار مؤثر هسته، قواعدی به شرح زیر وضع کرده بود:

آرایش الکترونی را به ترتیب گروهبندی زیر می‌نویسیم:

(1s)(2s,2p)(3s,3p)(3d)(4s,4p)(4d)(5s,5p)...

I: اگر الکترون مورد نظر در ترازهای s یا p قرار داشته باشد، برای هر الکترون پوشش دهنده که:

نسبت به الکترون مورد نظر، در تراز بالاتری قرار دارد، ثابت پوششی برابر صفر است.

در همان تراز اصلی الکترون مورد نظر قرار دارد، ثابت پوششی برابر 35/0 است (مگر در مورد تراز 1s که برابر 30/0 در نظر گرفته می‌شود)

در تراز اصلی ماقبل تراز اصلی الکترون مورد نظر قرار دارد، ثابت پوششی برابر 85/0 است.

در ترازهای اصلی پایین‌تر از تراز ماقبل تراز الکترون مورد نظر قرار داشته باشد، ثابت پوششی برابر واحد است.

II: اگر الکترون مورد نظر در ترازهای d و f قرار داشته باشد،‌

با رعایت قاعده 1 از بند I:

برای هر الکترون پوشش دهنده که در همان تراز فرعی d)یا f) قرار دارد، ثابت پوششی 35/0 در نظر گرفته می‌شود.

برای هر یک از الکترونهای باقیمانده دیگر،‌ مقدار ثابت پوششی برابر واحد منظور می‌شود.

شکل و جدول زیر به نحوی، قواعد نامبرده فوق را مجسم می‌کنند.

5s,5p

4f

4d

4s,4p

3d

3s,3p

2s,2p

1s

 

 

 

 

 

 

 

 

0.31

1s

 

 

 

 

 

 

0.35

0.85

2s,2p

 

 

 

 

 

0.35

0.85

1

3s,3p

 

 

 

 

0.35

1

1

1

3d

 

 

 

0.35

0.85

0.85

1

1

4s,4p

 

 

0.35

1

1

1

1

1

4d

 

0.35

1

1

1

1

1

1

4f

0.35

0.85

0.85

0.85

1

1

1

1

5s,5p


مثال 1

بار مؤثر هسته اتم Br و یون- Br  را برای الکترون لایه ظرفیت آنها به روش اسلیتر حساب کنید.

حل

با توجه به آرایش الکترونی اتم برم یعنی:

35Br:  1s22s22p63s23p63d104s24p5

اگر یکی از الکترونهای لایه ظرفیت آن را به عنوان الکترون مورد نظر کنار بگذاریم، شش الکترون همتراز در لایه ظرفیت، 18 الکترون در لایه ماقبل و 10 الکترون در لایه‌های داخلی باقی می‌ماند. از این‌رو، می‌توان نوشت:

σ =6×0.35+18×0.85+10×1=27.40

Z*=Z- σ=35-27.40=7.60                                             

در مورد - Br   که یک الکترون اضافی در لایه ظرفیت دارد، می‌توان نوشت.

σ=7×0.35+18×0.85+10×1=27.75

Z*=Z- σ=35-27.75=7.25

همانطور که ملاحظه می‌شود، بار مؤثر هسته اتم خنثی، همواره از بار مؤثر هسته آنیون مربوطه، بیشتر است.


مثال 2

بار مؤثر هسته را برای الکترون لایه ظرفیت در اتم K و یون+ K  به روش اسلیتر حساب کنید.

حل

با توجه به توضیحی که در مثال قبل داده شد، در مورد اتم پتاسیم می‌توان نوشت:

19K:1s22s22p63s23p64s1

σ=0×0.35+8×0.85+10×1=16.8

Z*=Z- σ=19-16.8=2.2

در مورد یون  +  K     نیز داریم:

19K:1s22s22p63s23p6

σ=0×0.35+8×0.85+2×1=11.25

Z*=Z- σ=19-11.25=7.75

ملاحظه می‌شود که بار موثر هسته برای الکترونهای آخرین تراز در یون +K   نسبت به اتم خنثی پتاسیم خیلی بیشتر است. اصولاً بر همین اساس است که انرژی دومین یونیزاسیون پتاسیم که در واقع، انرژی لازم برای جدا شدن الکترون از یون  + K  است (729 کیلوکالری بر مول) از انرژی اولین یونیزاسیون پتاسیم (99 کیلوکالری بر مول) خیلی بیشتر است.


مثال3

بار مؤثر هسته را برای الکترونهای تراز 4s و 3d در اتم منگنز حساب کنید.

حل

ابتدا آرایش الکترونی اتم منگنز را می‌نویسیم:

25Mn:1s22s22p63s23p63d54s2

در مورد محاسبه بار مؤثر هسته برای الکترونهای تراز 4s، مطابق قواعد بند I، می‌توان نوشت:

σ(4s)=1×0.35+13×0.85+10×1=21.4

Z*(4s)25-21.4=3.6

برای محاسبه بار مؤثر هسته برای الکترونهای تراز 3d، مطابق قواعد بند II، می‌توان نوشت:

σ(3d)=2×0+4×0.35+18×1=19.4

Z*(3d)25-19.4=5.6

ملاحظه می‌شود که بار مؤثر هسته برای الکترونهای تراز  dنسبت به الکترونهای تراز s لایه ظرفیت در اتم منگنز و بطور کلی در اتم هر عنصر واسطه دیگر، بیشتر است. در نتیجه جاذبه هسته نیز در آنها بر الکترونهای تراز d لایه ظرفیت بیشتر است. بر همین اساس است که به هنگام یونیزاسیون عناصر واسطه، الکترونهای تراز s لایه ظرفیت زودتر از الکترونهای تراز d این لایه، از اتم جدا می‌شوند.

ماخذ:

 شيـمي معـدني (1)

تاليف: دكتـر  آقـا بزرگ- دكتـر مـلاردي