پروتئین ها و اسید های آمینه

پروتئین ها و اسید های آمینه

Food & Protein

 

پروتئین ها

اهمیت و نقش پروتئین در بدن انسان

پروتئین ها از اجزای شیمیایی بنام «اسید آمینه» بوجود آمده اند. اسید های آمینه تقریبا حاوی 16% نیتروژن می باشند. به این ترتیب تفاوت اصلی پروتئین ها با چربی ها و قند ها داشتن نیتروژن در ساختار خود می باشد. پروتئین ها جزء ضروری هر سلول زنده بدن می باشد. بعد از آب پروتئین ها قسمت عمده وزن بدن راتشکیل می دهند. مواد پروتئینی در بدن انسان عضلات، رباطها، تاندونها، اندامها، هورمون ها، ناخن، مو وبسیاری از مایعات بدن را به وجود می آورند، پروتئین ها برای رشد استخوان ها لازم هستند. آنزیمها و هورمون هایی که تمامی فرآیندهای جسمانی را سرعت می بخشند و آنها را تنظیم می کنند ساختاری پروتئینی دارند.

پروتئین ها میزان آب بدن را کنترل می کنند و آن را متعادل نگه می دارند و در تنظیم PH داخلی نقش اساسی دارند. پروتئین ها به مبادله مواد غذایی بین مایعات سلولی و بافتها، خون و لنف کمک می کنند. کمبود پروتئین تعادل مایعات بدن را به هم می زند و باعث تورم می شود. پروتئین ها اساس ساختار DNA را ـ که سبب انتقال مواد وراثتی از نسلی به نسل دیگر می شود ـ  تشکیل می دهند.

پروتئین ها از اتصال اسیدهای آمینه ای که با پیوندهای شیمیایی پپتیدی به یکدیگر متصل شده اند تشکیل شده است. پروتئین های مختلف از اتصال خاص اسیدهای آمینه کاملا مشخص به وجود می آیند. وجود اسیدهای آمینه خاص و روشی که به وسیله آن به طور متوال به هم متصل می شوند، این امکان را به پروتئین ها می دهد تا بافتهای گوناگونی را با عملکرد و ویژگی های اختصاصی بسازند.

پروتئین هایی که بدن انسان را می سازند، مستقیما از رژیم غذایی به دست نمی آیند. بدین معنی که پروتئین های غذایی به اسیدهای آمینه تشکیل دهنده خود تجزیه شده، سپس بدن از این اجزاء برای ساخت پروتئین های مورد نیاز خود استفاده می کند. بنابراین اسیدهای آمینه مواد مغذی برای بدن محسوب می شوند نه پروتئین ها.

اسیدهای آمینه علاوه بر اینکه در ساختمان پروتئین ها نقش بنیادی دارند، به عنوان ناقل در سیستم عصبی و ماده اولیه آنها نقش ایفا می کنند. بنابراین برخی از اسیدهای آمینه برای ارسال پیامها در سیستم عصبی ضروری هستند.

علاوه بر این اسیدهای آمینه امکان عملکرد صحیح را برای ویتامین ها و املاح فراهم می آورند. برای مثال کم شدن اسید آمینه «تیروزین» سبب فقر آهن در بدن می شود.  بسیاری از افراد سالخورده به بیماری افسردگی یا مشکلات عصبی مبتلا هستند که ممکن است در نتیجه کمبود اسیدهای آمینه تیروزین، فنیل آلانین و هیستیدین و نیز اسیدهای آمینه با زنجیره منشعب نظیر والین، ایزولوسین و لوسین باشد.

 

amino acid protein protein & brain

اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری

حدود 80% اسیدهای آمینه مورد نیاز بدن انسان راکبد تولید می کند. 20% باقی مانده را باید از طریق رژیم غذایی وارد بدن شوند. اسیدهای آمینه ضروری که باید از طریق رژیم غذایی وارد بدن شوند عبارتند از:

هیستیدین، ایزولوسین، لوسین، لیسین، متیونین، فنیل آلانین، ترئونین، تریپتوفان و والین

اسیدهای آمینه غیر ضروری که می توانند توسط سایر اسیدهای آمینه در بدن ساخته شوند شامل:

آلانین، آرژینین، آسپارژین، اسید آسپارتیک، سیترولین، سیستئین، سیستین، اسید گاما آمینوبوتیریک، اسید گلوتامیک، گلوتامین، گلیسین، اورنیتین، پرولین، سرین، تورین و تیروزین

غیرضروری بودن این اسیدهای آمینه به این معنا نیست که بدن به آنها نیازی ندارد بلکه لازم نیست از طریق رژیم غذایی به دست آورد، زیرا بدن در موقع نیاز می تواند آنها را بسازد.

بدن از اسیدهای آمینه برای ساخت انواع موارد مورد نیاز خود استفاده می کند و هنگام نیاز انواع خاصی از پروتئین ها را تولید می کند. اگر ذخیره اسیدهای آمینه ضروری بدن تمام شود بدن دیگر نمی تواند پروتئین های مورد نیاز را تولید کند، حتی اگر «یک» اسید آمینه ضروری کم باشد. کمبود اسید های آمینه ضروری موجب کمبود پروتئینهای حیاتی بدن شده و می تواند مشکلاتی از سوء هاضمه گرفته تا افسردگی و توقف رشد را به وجود آورد.

چنین وضعی چگونه رخ می دهد؟ خیلی ساده تر از آنچه که شما فکر کنید. حتی اگر از رژیم غذایی متعادلی که دارای پروتئین های کافی است استفاده کنید باز هم عوامل زیادی موجب کمبود اسیدهای آمینه ضروری می شود. اختلال در جذب، بیماری های عفونی، ضربه عاطفی، فشار روحی، مصرف دارو، سن و عدم توازن در مصرف سایر مواد غذایی بر دسترسی به اسیدهای آمینه ضروری در بدن تاثیر می گذارد.

با این حال این بدان معنا نیست که مصرف مواد غذایی سرشار از پروتئین راه حل مناسبی می باشد. در واقع این کار بسیار خطرناک است. مصرف پروتئین اضافی فشار بیش از اندازه ای را بر کلیه ها و کبد وارد می کند که فرآوری مواد زائد ناشی از سوخت و ساز پروتئینها را بر عهده دارند. کبد تقریبا نیمی از اسید های آمینه را به گلوکز تبدیل می کند و آنها را برای تامین نیازهای انرژی در اختیاربدن قرار می دهد. در اثر این فرآیند ماده زائدی به نام آمونیاک به وجود می آورد. آمونیاک ماده ای سمی است و بدن برای کاهش میزان سمیت، آنرا به اوره تبدیل کرده که اوره از طریق کلیه دفع می شود.

منبع:

بالچ، جمیز اف؛ بالچ، فیلیپس ای؛ راهنمای مکمل های غذایی؛ ترجمه: عفت امیر بیک زاده؛ انتشارات به نشر؛ چاپ دوم

گلیکولیز

 

  •       مراحل واکنشهای گلیکولیز

واکنشهای گلیکولیز به صورت خطی پیش می‌روند. بطوری که ترکیب اولیه پس از طی چند واکنش آنزیمی ترکیبی را می‌سازد که از لحاظ ماهیت با ترکیب اول کاملا تفاوت دارد. از این رو گفته می‌شود که گلیکولیز به صورت راه است. راه گلیکولیز به نام دو دانشمندی که در مشخص کردن این راه بسیار کوشیده‌اند به راه امبدن- مایرهوف نیز معروف است. راه گلیکولیز اگر از گلوکز آغاز شود شامل 10 مرحله واکنش آنزیمی است.

مرحله ۱

فسفریلاسیون گلوکز

ورود D- گلوکز ، در راه گلیکولیز مستلزم فسفریل‌دار شدن آن به گلوکز 6- فسفات است که بوسیله آنزیم هگزوکیناز کاتالیز می‌شود. این آنزیم ، آنزیم اختصاصی است که گلوکز را در کربن ششم فسفریل‌دار می کند. بدین منظور ، مولکول ATP آبکافت شده و مقداری انرژی برابر 7.3- کیلوکالری بر مول آزاد می‌سازد. از این مقدار انرژی3.3- کیلو کالری آن به مصرف تشکیل پیوند فسفو گلوکز می‌رسد و بقیه ذخیره می‌شود در نتیجه مقدار انرژی آزاد شده 4- کیلو کالری بر مول است. 
 

مرحله دوم

تبدیل گلوکز 6- فسفات به فروکتوز 6- فسفات است. این واکنش یک واکنش ایزومری شدن است که بوسیله آنزیم گلوکز فسفات ایزومراز کاتالیز می‌شود.

مرحله سوم

فسفریل‌دار شدن مجدد فروکتوز 6- فسفات بوسیله آنزیم 6- فسفوفروکتوکیناز است. در این حالت ، آنزیم گروه فسفات حاصل از آبکافت ATP را به مولکول فروکتوز 6- فسفات انتقال می‌دهد و در نتیجه فروکتوز 6،1- دی فسفات حاصل می‌شود.

مرحله چهارم

مرحله‌ای است که طی آن گلیسرآلدهید 3- فسفات ساخته می‌شود. مولکول فروکتوز 6،1 دی فسفات بوسیله آنزیم آلدولاز به دو ترکیب سه کربن دی‌هیدروکسی استون فسفات و گلیسرآلدهید 3- فسفات تخریب می‌شود. دی‌هیدروکسی استون فسفات به نوبه خود می‌تواند تحت تاثیر آنزیم تریوز فسفات ایزومر به گلیسرآلدهید 3- فسفات تبدیل گردد.

مرحله پنجم

به مرحله اکسایش گلیسرآلدهید 3- فسفات معروف است. در این مرحله ، گلیسرآلدهید 3- فسفات تحت تاثیرآنزیم گلیسرآلدهید 3- فسفات دهیدروژناز به 3،1- دی‌فسفوگلیسریک اسید تبدیل می‌گردد. این واکنش نیازمند کو آنزیم نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید و فسفات کانی است. واکنش در دو مرحله انجام می‌گیرد که یکی انرژی‌زاد و دیگری انرژی خواه است. ابتدا گلیسرآلدهید 3-فسفات تحت تاثیر NAD+ اکسید شده و 1- فسفوگلیسریک اسید می‌دهد که واکنش انرژی‌زا است. سپس این ترکیب بوسیله فسفات کانی فسفریل‌دار شده و 3،1 _ دی‌فسفوگلیسریک اسید را می‌سازد که انرژی‌گیر است.

مرحله ششم

این مرحله یکی از مهمترین مراحل راه گلیکولیز است. زیرا نخستین مرحله‌ای است که طی آن یک مولکول پر انرژی از نوع ATP سنتز می‌شود. برای تشکیل مولکول ATP ، حداقل انرژی برابر 7.3- کیلوکالری بر مول لازم است. از برداشت گروه فسفات متصل به کربن شماره 1 ترکیب 7.3- کیلوکالری بر مول به مصرف تشکیل ATP و 4.5- کیلوکالری بر مول باقی می‌ماند.

مرحله هفتم

واکنش ساده‌ای است که بوسیله آنزیم فسفوگلیسرو موتاز کاتالیز می‌شود. در این حالت ، فسفات متصل به کربن شماره 3 ترکیب 3- فسفوگلیسرات به کربن شماره 2 منتقل شده 2- فسفوگلیسرات می‌دهد. 

مرحله هشتم

این واکنش یک واکنش آبگیری از 2- فسفوگلیسرات است که توسط آنزیم آنولاز کاتالیز می‌شود. طی این واکنش ، 2- فسفوگلیسرات به فسفوانول پیرووات که ترکیبی پر انرژی است تبدیل می‌گردد.

مرحله نهم

این واکنش نیز یکی دیگر از واکنشهای مهم راه گلیکولیز است که طی آن دومین مولکول پر انرژی ATP سنتز می‌شود. آنزیم پیرووات کیناز واکنش را کاتالیز می‌کند. فسفات متصل به کربن شماره 2 فسفوانول پیرووات به مولکول ADP منتقل و ATP تشکل می‌شود. فسفوانول پیرووات ترکیب پر انرژی است و این انرژی در پیوند فسفات متصل به کربن شماره 2 نهفته است. در اثر برداشت این فسفات ، مقداری انرژی برابر 14.8- کیلوکالری بر مول تولید می‌شود که 7.3- کیلو کالری آن صرف ساخته شدن ATP شده و بقیه ذخیره می‌گردد.

مرحله آخر

آخرین مرحله راه گلیکولیز واکنشی است که طی آن پیرووات احیا شده و لاکتات تولید می‌شود. آنزیم لاکتات دهیدروژناز و کوآنزیم NADH واکنش را کاتالیز می‌کند. 

نتیجه

راه گلیکولیز مکانیسم بیوشیمیایی است که از آن طریق انرژی شیمیایی گلوکز دوباره در سایر فرایندهای بیوشیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جمع بندی ترکیبات مصرف شده و مواد تولید شده معلوم می‌شود که تا مرحله تولید گلیسرآلدهید 3- فسفات دو مولکول ATP مصرف می‌شود. از سوی دیگر در تبدیل دو مولکول گلیسرآلدهید 3- فسفات به پیرووات نیز چهار مولکول ATP تولید می‌گردد. با کم کردن تعداد ATP مصرف شده از تعداد تولید شده، میزان کل انرژی حاصل از راه گلیکولیز دو مولکول ATP خواهد بود.



در صورتی که
گلیکوژن به عنوان منبع انرژی بکار رود مرحله اول گلیکولیز حذف می‌شود. بدین معنی که ابتدا گلیکوژن تحت اثر آنزیم فسفریلاز a به گلوکز 1- فسفات تبدیل می‌گردد و در مرحله بعد گلوکز 1- بوسیله آنزیم فسفوگلوکوموتاز ، به گلوکز 6- فسفات مبدل می‌شود. در این حالت گلوکز 6- فسفات راه گلیکولیز را طی می‌کند. بدین ترتیب تعداد ATP تولید شده برابر سه مولکول خواهد بود. تخریب گلوکز به این مرحله پایان نمی‌یابد. بلکه مراحل آن بوسیله پیرووات در میتوکندری ادامه پیدا می‌کند و طی آن بقیه انرژی نهفته در مولکول آزاد می‌شود.

 

 

هورمونهای کبدی

 

خلاصه

موضوع: هورمون های کبدی (آنژیوتنسینوژن، ترومبوپویتین، فاکتورهای رشد شبه انسولینی IGF)

کبد یکی از بزرگ ترین غدد بدن است و بعد از بزرگ ترین عضو بدن است که در زیر دیافراگم قرار گرفته است.

هورمون هایی که از این غده ترشح می شوند عبارتند از:

1- In sulin – like growth factor (or som atomadin)

2- Angiotensinogen and angiotensin

3- throm bopoitin (TPO)

این هورمون ها را هپاتوسیت ها ترشح می کنند

1- هورمون های رشد شبه انسولینی IGF :

یک هورمون پروتئینی است که از نظر توالی پپتیدی شبیه انسولین می باشد. شامل 2 نوع است IGF و IGF2. گیرنده این هورمون همانند دیگر هورمون های پروتئینی بر روی سطح سلول های هدف وجود دارد و از طریق فعال کردن کینیازها اثر خود را اعمال می کند (پیامبر ثانویه) (فسفریله کردن تیروزین)

فسفریله کردن یک pr  Kinase  فعال یا غیرفعال کردن ترکیبات واسط  اتصال

به همراه GH نقش مهمی را در رشد سلولی ایفا می کند. IGF1 برای رسیدن به حداکثر رشد لازم است در ترمیم سلول های آسیب دیده نیز دخالت دارد. به طور کلی در تنظیم حالات نرمال فیزیولوژیک و تعدادی از حالات پاتولوژیک مثل سرطان مهم است.

کاهش آن در ایجاد کوتاه قدی، کاهش توانایی شنوایی، عدم رشد طبیعی و رتینوپاتی در نوزادان مؤثر است. افزایش آن در تشدید بیماری دیابت، شاخص توده بدنی، سرطان، پیری زودرس و ... مؤثر است.

اندازه گیری آن به روش آنزیم ایمونواسی و واکنش آنتی ژن ـ آنتی بادی رادیواکتیویته انجام می شود.   

2- آنژیوتنسینوژن:

این هورمون گلوبولین سرمی است که در کبد تولید می شود و طی واکنش هایی به آنژیوتانسین IV, III, II, I تبدیل می شود. آنژیوتانسین پروتئینی است که باعث تنگی عروق و بالا بردن فشار خون می شود. این پروتئین قسمتی از مکانیسم رنین آنژیوتانسین را تشکیل می دهد. با تحریک پیک ثانویه کارش را انجام می دهد:

 اتصال

آنژیوتانسین IV, III, II تنگ کننده عروق خونی هستند و باعث افزایش فشار خون هستند. سلول های قبلی را نیز تحریک کرده و باعث افزایش فعالیت ماهیچه قلب می شود. آنژیوتانسین III احساس تشنگی را با اثر بر روی بخش هایی از مغز افزایش می دهد و باعث ترشح شدیدتر نوراپی تعریف می شود. آنژیوتانسین II با اثر بر قشر آدرنال باعث ترشح آلدوسترون می شود و باعث بالا رفتن سطح آلدوسترون در پلاسما در فاز لوتئال چرخه قاعدگی است. در باز جذب  نیز نقش دارد و از افزایش بیش از حد GFR جلوگیری می کند. باعث آزاد شدن پروستوگلاندین ها هم می شود.

اندازه گیری آنژیوتانسین II به روش رادیو ایمونواسی و تخلیص جزئی و روش غیرمستقیم ACE (AnyI- converting-E) که روشی آنزیماتیک است انجام می شود.

بیماری هایی که ایجاد می کند بر اثر عدم تعادل آن در خون باعت بالا رفتن یا پایین آمدن فشار خون می شود. ادم ریه از اثرات کاهش فشار خون ناشی از عدم تعادل آنژیوتانسین است. بیماری رینود (اسپاسم شریان ها و رشد شریانچه های انگشتان) نیز تا حدی تحت تأثیر افزایش آنژیوتانسین II در خون است.

3- ترومبوپویتین: فاکتوری پروتئینی است که عمدتاً بوسیله کلیه و کبد ساخته می شود و در تنظیم و تولید پلاکت ها در مغز استخوان نقش دارد. همچنین تولید و تمایز ماکروگامتوسیت ها را تحریک می کند.

فیدبک منفی آن با دیگر هورمون ها متفاوت است و عوامل تأثیرگذار مستقیماً هورمون را تنظیم می کنند. وقتی مگاکاریوسیت در دسترس هورمون کاهش پیدا کند، هورمون تخریب می شود.

اندازه گیری TPO به روش CLEIA, RIA, Elisa انجام می شود.

مکانیسم اثر آن شبیه اریتروپویتین در ساخت اریتروسیت هاست. یعنی از طریق کینازها و فسفاتازها به روش آبشاری اثر خود را اعمال می کند.

معرفی غده مربوطه از نظر آناتومی، بافت شناسی و عملکرد

کبد بزرگ ترین غده بدن است و بعد از پوست بزرگ ترین عضو بدن است که در زیر پرده دیافراگم قرار گرفته

کبد اندام مهمی در بدن است که بدون آن ادامه حیات غیرممکن است. پانکراس و کبد نقش مهمی در هضم و متابولیسم بدن دارند. 80% سلول های کبد را هپاتوسیت ها تشکیل می دهند. هپاتوسیت ها چربی و قند را ذخیره می کنند. علاوه بر این تهیه آلبومین پروترومبین و فیبرینوژن به عهده هپاتوسیت است. دارای 4 لوب ناقص جداگانه است که با یک بافت پیوندی بسیار نازک به نام کپسول احاطه شده است. سطح آن با صفاق پوشیده شده. ناف کبد برای ورود عروق خونی و خروج صفرا به کار می آید. 2 نوع جریان خود دریافت می کند. وزن تقریبی کبد gr1500 است.

کارهای اصلی کبد عبارتنداز:

ـ متابولیسم کربوهیدرات و پروتئین و چربی

ـ ذخیره و فعال کردن ویتامین ها و مواد معدنی

ـ تبدیل آمونیاک به اوره

ـ متابولیسم استروئیدها

ـ عمل کردن به عنوان یک صافی برای محافظت در برابر موادی که به خون سرازیر می شوند

ـ صفرا تولید می کند و نمک های صفراوی برای هضم و جذب چربی و ویتامین های محلول در چربی

بافت اصلی کبد توسط بافت پیوندی به لوبول تقسیم نشده است. هپاتوسیت ها به شکل صفحات سلولی یا تیغه در اطراف در محور پورت و وریوچه مرکزی قرار دارند. فضای پورت شامل ورید باب، شریان کبدی و مجرای صفراوی است. علاوه بر این رگهای لنفی و اعصاب نیز در این ناحیه دیده می شوند. سلولهای کبدی در بدن اعمال زیادی را انجام می دهند.

صفحات کبدی: سلولهای کبدی در هر لبول به هم پیوسته و صفحاتی را تشکیل می دهند که بصورت شعاعی از مرکز به محیط کشیده اند. صفحات کبدی توسط سینوزوئیدها از هم جدا شده اند.

هر سلول در 2 سطح خود باهپاتوسیت های مجاور در 2 سطح دیگرش با سینوزوئیدها از هم جدا شده اند.

هر سلول در 2 سطح خود با هپاتوسیت های مجاور در 2 سطح دیگرش با سینوزوئیدها در ارتباط می باشد.

سینوزوئیدهای کبدی: کانالهای عروقی وسیعی به قطر 15-10 که در حد فاصل صفحات کبدی قرار گرفته اند خون را از شریانها و وریدهای توزیع کننده دریافت و در مرکز لوبول به ورید مرکزی تخلیه می کنند.

آنژیوتانسین

Ang ، پروتئینی است که باعث تنگی عروق و بالا بردن فشار خون می شود. این pr، قسمتی از مکانیسم انین آنژیوتانسین را تشکیل می دهد که هدف اصلی برای داروهای پائین آورنده فشار خون است.

Ang، همچنین، آزاد شدن آلدوسترون از قشر فوق کلیه را هم تحریک می کند. آلدوسترون باز جذب wa را در نفرون های تحتانی کلیه را افزایش می دهد، که این عمل هم باعث بالا بردن فشار خون می شود.

Ang یک الیگوپپتید در خون است یک هورمون dipsogen قوی است و از مولکول آنژیونسینوژن گلوبولین سرمی که در کبد تولید می شود ـ Ang به طور مستقل در indianaplis و آرژانتین جدا سازی شد در اواخر 1930 به ترتیب به نام های « آنژیونین» و «هایپرتسین».

مراحل بیوسنتز هورمون و نحوه کنترل

یک -2 گلوبولین است که به طور عمده در کبد ساخته و به جریان خون ترشح می شود در یکی از اعضا خانواده serpin است. میزان آنژیوسینوژن پلاسما همراه با سطح کورتیکواستروئید، استروژن، هورمون های تیروئیدی، آنژیوتانسین II، افزایش می یابد. آنژیونسیتوژن انسانی 402 AA دارد 12 AA اول مهم ترین قسمت برای فعالیت اند.

Asp- Arg- Val- Tyr- lle- His- Pro- phe- His- leu- vai- llle

آنژیوتنسینوژن، سوبسترای رنین است ـ رنین آنزیمی است که در سلولهای جنب گلومرولی (juxtaglomeyab) آرتریول آوران کلیوی ساخته می شود. وقعیت این سلولها باعث شده آنها به تغییرات فشار خون بسیار حساس باشند. بسیاری از تننظیم کننده های فیزیولوژیک آزادی رنین از طریق گیرنده های فشاری کلیوی اثر می کنند. سلولهای جنب گلومرولی نسبت به تغییرات غلظت  و   در مایع توبولی کلیه حساس اند، پس هر گونه ترکیب عوامل کاهنده حجم مایع (دهیدراتاسیون، افت فشار خون، از دست دادن مایع یا خون) یا کاهنده غلظت Nacl باعث تحریک آزادی رنین می شود. اعصاب سمپاتیک کلیوی که به سلولهای جنب گلومرولی ختم می شوند، واسطه ی اثرات وضعی بر آزادی رنین هستند؛ این مکانیسم مستقل از گیرنده فشار و اثرات نمک عمل می کند و گیرنده - آدرنرژیک نام دارد.

رنین بر سوبسترای خود یعنی آنژیوتانسینوژن اثر می کند، دکاپپتید آنژیوتانسین I را می سازد. گلوکوکورتیکویید و استروژن ساخت کبدی آنژیوتانسینوژن را افزایش می دهند.

هیپرتانسیون (پرفشاری خون) همراه با این هورمونها می تواند تا حدودی ناشی از افزایش میزان پلاسمایی آنژیوتانسینوژن باشد. از آنجا که غلظت این pr در گردش خون در حدود km تعادل آن با رنین است، تغییرات اندک آن می تواند تأثیر شدیدی بر تولید IIAng داشته باشد.

انین پیوند پپتیدی بین لوسین و والین را در آنژیوتنسینوژن می شکند و یک پپتید 10 آمینواسیدی بوجود می آورد. (آنژیوتنسین I)

آنزیم مبدل آنژیوتانسین angiotensin- converting E گلیکوپروتئینی است که در ریه ها، سلولهای اندوتلیال و پلاسما وجود دارد و 2 اسید آمینه سرکربوکسی دکاپپتید آنژیوتانسین I را دارد تا آنژیوتانسین II را بسازد. معتقدند که این مرحله محدودیتی برای سلسله واکنش ما ایجاد نمی کند. انواع آنالوگهای نوناپپتیدی آنژیوتانسین I و ترکیبات دیگر به عنوان بازدارنده رقابتی آنزیم مبدل عمل می کنند و از آنها برای درمان هیپرتانسیون وابسته به انین استفاده می شود. ACE بیش ترین مقدار آنزیم مبدل که در همه جای بدن یافت می شود، سلولهای ریه است به دلیل این که در آنجا تراکم مویرگها بسیار زیاد است. II Ang به عنوان یک هورمون آندکراین، آتوکراین پاراکراین و اتیراکراین عمل می کند. (شکل 1)

II Ang توسط آنزیم آنژیوتانسیناز کرور گلبولهای قرمز خون و بستر رگی بیشتر بافتها یافت می شود به III Ang تبدیل می شود. Ang III فقط 40% از قدرت بالا برندگی Ang II را دارد اما در مورد آلدوسترون 100% است.

Ang IV نیز یک هگزا پپتتید است که مثل III Ang، فعالیت کمتری دارد.

نحوه انتقال در پلاسما

این هورمون به صورت یک پلی پپتید محلول در پلاسما است. به همین دلیل نیازی به انتقال دهنده ندارد.

مکانیسم اثر سلول هدف

Ang II با تحریکG q پروتئین ها در سطح ماهیچه های رگ ها، فشار خون را افزایش می دهد. به این صورت که فعالیت های انقباض را با مکانیسم IP3 تغییر می دهد. AngII به گیرنده های خاصی در سلولهای گلومرولی متصل می شوند تعامل هورمون ـ گیرنده باعث فعالیت آدنیلیل سیکاراز نمی شود و ظاهراً CAMP واسطه اثر این هورمون نیست. اثرات آنژیوتانسین II عبارتنداز: تحریک تبدیل کلسترول به پروکنانولون و کورتیکواسترون به 18- هیدروکسی کورتیکواسترون و آلدوسترون ـ این اثرات می توانند از طریق تغییر در غلظت کلسیم داخل سلولی و متابولیتهای فسفولیپدی با مکانیسم های خاص، اعمال شوند.

گیرنده های  تمایل مشابهی برای جذب و اتصال به آنژیوتسین II که لیگاند اصلی آنهاست، دارند.

گیرنده های آنژیوتسنین بوسیله پپتیدهای منقبض کننده عروض II Ang، فعال می شوند. رسپتورهای فعال، Gq10, Gq11 را با هم جفت می کنند و بنابراین فسفولیپاز C فعال می شود و باعث افزایش غلظت  سیتوزول می گردد که خود سبب پاسخ های دیگری می شود نظیر تحریک پروتئین کیناز C ـ رسپتور فعال همچنین آدنیلات سیکاز را محدود می کند و تریوزین کینازها را فعال می نماید.

:اثرات واسطه ای که بوسیله گیرنده  ایجاد می شود شامل، انقباض عروق، سنتز آلدوسترون و ترشح آن، افزایش ترشح vasopressin بزرگی قلب، افزایش فعالیت نوراپی نفرین محیطیف تکثیر سلولهای ماهیچه ی صاف رگها، کاهش جریان خون کلیوی، محدود کردن رنین کلیوی، باز جذب Na از نوبولهای کلیوی، هماهنگی سیستم عصبی سمپاتیک مرکزی، انقباضات قلب، شکل گیری ماتریکس خارجی سلولی است.

:رسپتور  عمدتاً در جنین ها وجود دارد. (میزانش در دوران جنینی بیشتر است).  همچنان مبهم و بحث برانگیز باقی مانده است. تأثیرات واسطه ای آن شامل، جلوگیری و محدود کردن رشد سلول، گسترش مرگ بافت، نوزایش عصبی، آپوپتوزیس، تمایز سلولی و شاید گشادکنندگی عروق، بزرگ شدن بطن چپ است.

:اسپتورهای ضعیف دیگری هستند.  رسپتوری است که بوسیله Ang II که در ساخت AgIV شرکت دارد، فعال می شود. و ممکن است در تنظیم مایع خارج سلولی CNS نیز نقشی ایفا کند.

اثرات بیولوژیک و بیوشیمیایی:

آنژیوتانسین IV, III, II اثراتی در بدن می گذارند.

اثر بر رگهای قلب: این ما تنگ کننده های عروق قوی و مستقیمی هستند که سرخ رگها و سیاهرگها را تنگ کرده و فشار خون را افزایش می دهند. Ang II دارای یک پتانسیل پروتومبینی در تجمع و به هم پیوستگی پلاکتها و تولید PA 1-2, PA 1-1 می باشد.

وقتی رشد سلولهای قلبی تحریک می شود، یک سیستم رنین ـ آنژیوتانسین موضعی در ماهیچه قلب فعال می شود که رشد سلولهای قلب را توسط پروتئین کیناز C تحریک می کند. این سیستم می تواند در ماهیچه های صاف نیز فعال شود. هنگام بالا رفتن فشار خون، آترواسکلروزیس یا آسیب های آندوتلیالی، II Ang مهم ترین تحریک کنندهGqاست. در هنگام هایپرترونی قلب نیز نقش می یابد.

تأثیرات عصبی: Ang III احساس تشنگی (dipsogen) را از طریق اثر بر بخش subfornical مغز افزایش می دهد و پاسخ به رفلکس barore captor را کاهش و میل به نمک را افزایش می دهد. همچنین باعث ترشح شدیدتر نوراپی نفرین می شود.

تأثیرات آدرنالی: Ang II با عمل بر روی نشر آدرنال باعث ترشح آلدوسترون می شود. مقدار بالا رفته Ang II در پلاسما مسئول سطح بالا رفته آلدوسترون در طی فاز لوتئال از چرخه قاعدگی است.

تأثیرات کلیوی: Ang II تأثیر مستقیمی بر روی لوله های خمیده نزدیک برای افزایش بار جذب  دارد. این هورمون بسته به وضعیت اثرات متفاوتی بر روی فلیتراسیون گلومرولی و جریان خون کلیوی دارد.

اگر چه تنگی سرخ رگ های گلومرولی آوران و وابران منجر به محدود شدن جریان خون کلیدی می شود، اثر بر ری مقاومت سرخ رگی رابرن است. در آن قسمت ضخامت اولیه را کمتر می کند در نتیجه فشار هیدروستاتیک مویرگها گلومرولی افزایش می یابد.

Ang II به عنوان حساس کننده خود تنظیمی توبولو گلومرولار، از افزایش بیش از حد GFR جلوگیری می کند. همچنین باعث آزاد شدن موضعی پروستاگلاندین می شود که از تنگی عروق ممانعت می کند. (شکل2و3)

بیماریهای Ang:

عدم تعادل در میزان Ang باعث کاهش و یا افزایش فشار خون می شود.

ادم ریه که در اثر افت فشار خون ایجاد می شود که افت فشار خون را می توان با مهار کننده های آنزیم مبدل Ang کنترل کرد.

بیماری رینود، اسپاسم شریانها و رشد شریانچه های انگشتان دست که به رنگ پریدگی یا سیانوزه شدن پوست می انجامد. که با کمک بلوکه کننده های Ang II تا حدی می توان آن را درمان کرد.

 

اندازه گیری آنژیوتانسین ونحوه تشخیص

یک روش برای Ang، تخلیص جزئی و رادیوایمنواسی آنژیوتانسین II در بافت هاست.

روش غیرمستقیم: (Angietensin I- converting enzyme) ACE می باشد که یک کربوکسی دی پپتیداز است و آنژیوتانسین I را در مویرگ ها به Ang II تبدیل می کند. این ماده به طور طبیعی در کلیه ها بوسیله بافتهای محیطی وجود دارد. ACE به روش آنزیماتیک بر روی سرم انجام می شود و فقط 3-2 نوع kit در بازار ایران موجود است. متأسفانه میزان اختصاصی بودن آن کم است.

مواد افزایش ACE: سارکوئیدوز فعال ریوی ـ بیماری گوشه ـ دیابت شیرین ـ جزام ـ نارسایی مزمن کلیه ـ آرتروز ـ سل ـ هپاتیت حاد ـ سیروز ـ هایپر تیروئیدی و...

موارد کاهش: انسداد ریه ـ افزایش سن ـ هیپر تیروئیدی و...

 

RENAL EFFECTS IF ANGIOTANSIN II

Mechanism

Action

Target

VDCCS – CA2+ influx

Vascconstriction

Renal Artery and Afferent Arteriol

(probably) Active angiotensin

Reseptor 1 – Activation of go - PLC

Activity- IP3. DAG- Activation

Of Ip3 Receptor in SR- intnacellular CA

Vasoconstriction

Efferent Arteriole

Activation of Go- PLC Actibity

- Ip3 . DAG- Activation of IP3 Recetor in SR- intra cellular CA2+

VDOCS – CA2+ influx

Contraction filtration AREA

MesaNgial cell

Increase in afferent Arteriole Responsiveness to signals from macula Densa

In creased sensitivity

Tubuloglomerular Feedback

 

Reduction

Medullary blood flow

 

 

 

ترومبوپویتین

مراحل بیوسنتز ونحوه کنترل

ترومبوپویتین (Thrombpoitin)یک انسان بالغ از ترجمه اولیه ای که از جدا شدن 21 آمینواسید از 332 آمینو اسید پلی پپتید اصلی بدست می آید، شامل حداقل 2 منطقه N ترمینال (تقریباً 104aa) که دارای توالی و ساختار اصلی است که با EPO همخوانی دارد. 23% توالی ها شباهت دارند.

2آمینواسید، سیستئین ضروری EPO در TPO نیز محفوظ مانده اند و 2 فاکتور دارای توزیع در 4 منطقه آلفا هلیکس از سایتوکاین هماتوپپتیکی هستند.

همخوانی سکانسی زیادی (بالای 70 درصد) بین TPO انسان، خوک، سگ، موش و رت وجود دارد.

جرم پیش بینی شده برای TPO، حدود 30kd است. (از روی سکانس ها) ولی از روی اندازه گیری مواد سرم یا محیط کشت بدست آمده از سلولهای نو ترکیب از ka70-18 متغیر است. بنابراین TPO به شدت گلیوزیده شده است و برای فرایندهای پروتیولتیک مناسب است.

شواهدی برای معقول بودن هر کدام از این فرضیه ها وجود دارد:

اول: در ناحیه –C ترمینال TPO، 6 جایگاه گلیکوزیداسیون متصل به N وجود دارد، در حالی که اثرات گلیکوزیداسیون بر روی فعالیت ترومبوپوپتیک یا پایداری در محیط بدن شناخته نشده است. این محتمل است که C ترمینال گلیکوزیکه شده در نیمه TPO نیمه عمر طولانی تری در پلاسما داشته باشد. این یکی از اثرات شناخته شده گلیکوزیلاسیون EPO است.

دوم: aa2 آرژنین که قسمت اصلی فرآیندهای پروتئولتیک هستند، وجود دارند.

اولی (154 و 153) دقیقاً بعد از دامنه N ترمینال شبیه EPO است. و دومی (245و246) در نیمه محدوده C ترمینال است.

در کبد، بوسیله سلول های پارانشیم و سلولهای سینوسی اندوتلیال تولید می شود و در کلیه توسط سلولهای لوله خمیده دور تولید می شود. در طول این مدت، ماهیچه های مخطط و سلولهای بنیادی در مغز استخوان نیز، آنرا تولید می کنند. تولید آن در کبد، بوسیله اتیترکولین، تکمیل می شود.

TPO تمایز مگاکاریوسیت و پلاکت را تنظیم می کند. اما مطالعات راجع به برداشت گیرنده های TPO نشان می دهد که تأثیرات آنها در توئولسیس بیشتر تحریک کننده است.

فیدبک منفی، با بیشتر هورمونها متفاوت است. عوامل تأثیرگذار، مستقیماً هورمون را تنظیم می کنند. TPO بر سطح پلاکت بوسیله گیرنده mpl، متصل می شود و وقتی مگاکاریوسیت در دسترس هورمون کاهش پیدا کند، هورمون تخریب می شود.

نحوه انتقال در پلاسما

این هورمون به صورت یک پلی پپتید محلول در پلاسما است. به همین دلیل نیازی به انتقال دهنده ندارد.  

مکانیسم اثرسلول هدف

مکانیسم اثر آن شبیه اریتروپویتین در ساخت اریتروسیت هاست. یعنی از طریق کینازها و فسفاتازها به روش آبشاری اثر خود را اعمال می کند.

اثرات بیوشیمیایی و بیولوژیک

ترومبوئتین هورمون گلیکوپروتئینی است و عمدتاً بوسیله کلیه و کبد ساخته می شود. در تنظیم و تولید پلاکتها در مغز استخوان نقش دارد. همچنین تولید و تمایز ماکروگامتوسیت ها را تحریک می کند. (سلولهای مغز استخوان جهت تولید تعداد زیادی پلاکت قطعه قطعه می شوند).

مگا کاریوسیتوسیس مسئول پروژه توسعه سلولی است که در تولید پلاکت نقش رهبری دارد. این pr بوسیله ژنی که می شود که یک فاکتور رشد خونی است که برای تکثیر و بلوغ مگاکاریوسیت ها ضروری است، به همان اندازه که برای ترومبوپوسیس ضروری است. این پروتئین برای MLPLC-MPL لیگاند محسوب می شود. با وجود اینکه در تعدادی زیاد از آزمایشات، TPO جنبه درمانی ندارد ولی در هنگام تهیه پلاکتهای اهدایی، تعداد پلاکتهای بازسازی شده بعد از شیمی درمانی مایلوسوپرسیو مفید است.

بک فرم نوترکیب تغییر یافته، (فاکتور رشد و تمایز مگاکاریوسیت MGDF)، سبب یک واکنش متناقض نما می شود که پیشرفت درمانی TPO را به تأخیر می اندازد. یک پپتید 4 بنیانه همسان تحت تأثیر پیشرفت است، به همان اندازه که چندین مولکول عامل کوچک نیز در حال پیشرفت اند.

شامل چندین لیگاند نانوپپتید C-mpl که به عنوان آنالوگ های TPO فعال اند.

ترومبوپویتین انسانی، اندازه انفارکتوس میوکارد و آپوپتوز را کاهش می دهد (البته این اثر در رت ها آزمایش شده و به اثبات رسیده است از طریق تزریق وریدی).

ژنتیک: ژن TPO روی بازوی بلند کروموزوم  جای گرفته است. اختلال در این ژن در برخی فرمهای وراثتی ترومبوپوسیس (میزان بالای پلاکت) و در برخی موارد در لوسمی رخ می دهد. 153 آمینواسید اول این پروتئین با اریتروپوتئین شباهت داشت.

گیرنده هایTPO

گیرنده TPO یک برتوآنکوژن C-MPL است. یک همولوگ با pr اینولوپ ویروس myelopro liferative leukemia شکل انسانی و murinr است این گیرنده ها به صورت کلون شده ساخته شده اند و همچنین توالی یابی نیز گشته اند و تقریباً 81% از توالی های آمینواسیدی آنها شناسایی شده است. هر دو منبع انسانی و murin وجود فرم های چندگانه رسپتور MPL را نشان می دهند.

رسپتور mpl انسانی و murine توالی های محافظت شده و مشخصات سازماندهی ساختاری اعضای خانواده هماتوپوستین از گیرنده های سیتوکین را نشان می دهد.  

اندازه گیری TPO

اندازه گیری حساس ترومبوپوتئین با روش آنتی بادی مولکونال براساس Elisa انجام می شود. این روش دارای یک اینتراء ایسنتم assay واریانس است. که به ترتیب برابر 7-5% و 13-7% می باشد. TPO نوترکیب و طبیعی انسان به خوبی از هم تشخیص داده می شوند. و واکنش متقاطعی با دیگر سیتوکاین های موجود و RH TPO موجود در پلاسما و سرم ندارد.

با Elisa غلظت TPO در پلاسمای حاوی ضد انعقاد EPTA در تمام کنترل ها قابل اندازه گیری است. سطح TPO در سرم به طور متوسط در 4-3 برابر بیش تر از سطح آن در پلاسما است. در شرایط invivo دیدیم که TPO با پلاکت ها باند شده اند. همان طور که در بیماران ترومبوپوئیک پلاکت ترانسفیوژن فوراً منجر به کاهش سطح TPO در پلاسما می شود. در حالیکه در بیماران شیمی درمانی، TPO ایجاد شده، به دنبال افزایش سطح TPO در پلاسما است. به طور خلاصه این نتایج نشان می دهد که Elisa یک وسیله قابل اطمینان برای اندازه گیری TPO و کاربردی برای مطالعات در مقیاس بزرگ است.

اندازه گیری TPO به روش آنتی TPO: اساس این آزمون تیتر Ab های ضد Ag میکرو کروزومال سلولهای اپتیلیان تیروئید می باشد. این تست بر روی سرم انجام می شود و روش های مختلفی مانند CLEIA, Elisa, RIA برای اندازه گیری آن بکار می رود.

Insulin_like growth factor (Somatomadin-c)

فاکتور رشد شبه انسولین(سوماتومادین C)

مراحل بیوسنتز هورمون و نحوه کنترل

فاکتورهای رشد شبه انسولینی پلی پپتیدهایی هستند که توالی آنها با انسولین بسیار زیاد است. IGF ها بخشی از سیستم پیچیده ای هستند که سلولها در ارتباط فیزیولوژیک محیط اطراف خود دارند. این سیستم پیچیده (اغلب به عنوان IGFAxise خوانده می شود) شامل 2 گیرنده سطحی سلول (IGF1R, IGF2R) 2 لیگاند (IGF-1, IGF-2) خانواده 6 تایی pr های اتصالی IGF با گیرنده های بالا (IGFBp-6) که بطور کلی پروتئاز هستند.

هیپوتالاموس هورمون GHRH را ترشح می کند و GH توسط سوماتوتروپ ها در غده هیپوفیز ساخته می شوند. با اتصال GH به گیرنده آن (GHR) در سطح کبد، IGF-1 در آن ساخته و ترشح می شود. اثرات مربوط به GH عمدتاً به واسطه IGF-I صورت می گیرد. IGF-I دارای 70 آمینواسید است. میزان پلاسمایی IGFII، 2 برابر IGFI است ولی IGF-I بیشترین ارتباط را با اثرات IGF-II دارد.

فاکتورهایی که در تفاوت سطح IGF, GH در جریان خون نقش دارند شامل: ژنتیک فردی، طول روز، سن، جنس، نحوه تمرینات، سطح استرس، میزان تغذیه، توده بدنی، بیماریها، نژاد، میزان استروژن و...

گیرنده های IGF:

برای تعیین همه رسپتورهایی که برای این فاکتور رشد کاربرد دارد، کار بیشتری نیاز است. رسپتورهایی که تا به حال شناخته شده اند عبارتنداز Asulin resptor, IGF2 reseptor insuline و بسیاری رسپتورهای دیگر.

IGF1 resptor به نظر می رسد که یک رسپتور فیزیولوژیک باشد. تمایل اتصال به رسپتور IGF1 بیش تر از تمایل آن به انسولین رسپتور است. همانند insulin resptor، رسپتور IGF1 نیز رسپتوری تیروزین کینازی است. رسپتور IGF2 تنها با IGF2 می تواند اتصال برقرار کند و فعالیت آن به عنوان یک رسپتور پالایشی است و عملکرد آن از طریق مسیرهای سیگنالی داخل سلولی نیست. عملکرد آن تنها به عنوان یک عامل تجزیه کننده IGF2 و جلوگیری کننده از سیگنالهای آن است.

پروتئین ها متصل شونده به IGF:

IGF1,2 بوسیله خانواده هایی از پروتئین ها که به عنوان IGFBP شناخته شده اند، تنظیم می شود. این پروتئین ها به تعدیل فعالیت IGF کمک می کند. در مواردی مثل: جلوگیری از اتصال IGF1  به گیرنده ی خود و بدین ترتیب کاهش فعالیت آن. و در موارد افزایش، احتمال اتصال و دسترسی IGF به رسپتور را افزایش می دهند و با این کار نیمه عمرش در سلول افزایش پیدا می کند.

شواهد زیادی مبنی بر اینکه IGFBP نقش مهمی را در افزایش توانایی در کنترل IGF ها ایفا می کنند وجود دارد. تا به حال 6 نوع IGFBP شناسایی شده است.

 نحوه انتقال در پلاسما

این هورمون به صورت یک پلی پپتید محلول در پلاسما است. به همین دلیل نیازی به انتقال دهنده ندارد.

مکانیسم اثر سلول هورمون

تقریباً همه سلول های بدن تحت تأثیر IGF1 قرار می گیرند. به خصوص ماهیچه ها، غضروف، استخوان، کبد، کلیه، اعصاب، پوست و شش ها. به علاوه IGF1 می تواند رشد و تکثیر سلولها را تنظیم کند. مخصوصاً در سلولهای عصبی. همانطور که در سنتز DNA سلولی تأثیر دارد.

IGF2 در مغز و کلیه و پانکراس و ماهیچه ها در پستانداران عملکرد ویژه تری نسبت به IGF1 دارد. در انسان بالغ 600 برابر غلظت انسولین است.

رسپتور IGF1 نیز رسپتوری تیروزین کینازی است. بدین معنی که بوسیله اضافه کردن یک موکول فسفات به یک تیروزین ویژه می تواند سیگنال خود را بفرستند. در واقع پیامبر دوم یک کیناز یا فسفاتاز است که از طریق فرایند آبشاری پیام را می رساند.

اتصال         فعال شدن یک ترکیب واسطه        فعات شدن کیناز         اضافه کردن یک p         فسفریله کردن      تیروزین یک pr فسفات دار شد

 اثرات بیولوژیک و بیوشیمیایی:

IGF-I به همان اندازه که در تنظیم حالت نرمال فیزیولوژیک اهمیت دارد در تعدادی از حالت های پاتولوژیک مثل سرطان نیز مهم است. IGF نقش مهمی در پیشرفت تکثیر سلولی و جلوگیری از مرگ سلولی (آپوپتز) به عهده دارد.

IGFII یک فاکتور رشد ابتدایی است که در رشد اولیه نیاز است. در حالیکه IGF1 برای رسیدن به حداکثر رشد است. برای توسعه و عمل ارکان ها مثل مغز، کبد و کلیه لازم است. IGF در ترمیم های بعد از آسیب های وارده دخالت دارد از جمله غلاف میلین ساختن (میلنتین)ف سیناپتوژنزین، انشعابات دندریت و حفاظت از سلول عصبی (نورو پروتکشن).

IGF1 توسعه و ایجاد سلولهای حلزون گوش را در هنگام آپوپتوز کنترل می کند.

IGF1 به همراه GH باعث افزایش جذب و نگهداری یونهای Mg, Ca فسفات P بدن می گردد. این عمل احتمالاً در ارتباط با اثری است که در رشد استخوانهای طویل دارا هستند .(شکل4)

 بیماریهای مربوطه

بیماری پاتوژنز رتینوپاتی نوزادان نارس، با حفظ روند رشد در نوزاد در حد قابل قبول، قابل پیش گیری است. اندازه گیری سرپایی سطح IGF1 در نوزادان نارس ارتباطی بین کاهش این فاکتور و ROP شدید نشان داده است. ممکن است اثرات ناشی از سپیس، آنتروکولیت نکرزان و سایر بیماریهای نوزادان نارس که با RPO ارتباط دارند ناشی از سطوح پایین IGF1 در شبکیه باشد. درمانهای تغذیه ای پس از تولد و نیز احتمالاً استفاده از IGF1 با سایر آنالوگهای فاکتور رشد وابسته ممکن است به بهبود رشد نوزاد منجر به کاهش شوند.

ارتباطی بین IGF1، هموگلوبین گلیکوزیده در بیماران دیابتی نوع I کشف شده است.

با توجه به مطالعات انجام شده پپتین و IGF1 در تنظیم وزن بدن و ترکیب بدن و همچنین در ایجاد اختلالات متابولیکی مختلف در بیماران دیابتی مؤثر بوده و قویاً انسولین، گلوکز و شاخص توده بدنی و سن ارتباط دارند.

عدم رشد طبیعی ممکن است به علت اختلالاتی در بافتهای هدف و یا فقدان IGF1 و IGFII رخ دهد در این نوع کوتاه قدی تجویز هورمون رشد مؤثر نخواهد بود (pygmie, dwarf) کمبود این فاکتور باعث از دست دادن شنوایی می شود میزان آن در سرم همچنین در ارتباط است با کاهش توانایی شنوایی و کوتاه قدی در محدوده سنی 5-3 سالگی و در سن 18 سالگی.

هنگامی که دیابت به خوبی کنترل نشود، غلظت سری IGF کاهش می یابد. از طرف دیگر غلظت سرمی تام IGF-I با HbA1C همبستگی داشته لذا شاید بتوان از این میزان IGF-I به طور غیرمستقیم به عنوان نشانگر میزان کنترل قند خون در دیابت استفاده نمود.در ایجاد آگرومگالی نیز نقش دارد.

روشهای اندازه گیری هورمون و نحوه تشخیص

درجه دقت و صحت اندازه گیری IGF1 به ارتباط آن با میزان بیش از حد یا کمتر از حد بودن GH بستگی دارد. جهت تعیین حد نرمال IGF1 باید به تعداد کافی از اشخاص نرمال، نمونه گرفته و بررسی کنیم تا به بهترین نتیجه دست پیدا کنیم. در موقع کمبود یا نقصان GH فاکتورهایی که به GH مربوط نمی شوند اکثراً تأثیر گذارند.

اگر چه سطح IGF1 می تواند به عنوان یک تست screening در کودکان و افراد جوان استفاده شود، اما نمی توان از آن به عنوان یک تست stand-a lone برای تشخیص کمبود GH استفاده کرد. برخلاف این در آگرومگالی از طریق تعیین میزان IGF1 می توان GH را نیز غالباً تعیین کرد. بنابراین اندازه گیری IGF1 در تست های تشخیصی بسیار مهم است. در آگرومگالی، میزان IGF1 در اندازه گیری موارد افزایشی GH، قابل استفاده و تأثیرگذار است. چرا که تغییرات IGF1 باعث تغییر در علائم بالینی رشد و رشد بافتهای نرم می شود. همچنین IGF1 در نشان دادن پاسخ ها به درمان بسیار مفید است.

اندازه گیری IGF1 با استفاده از کیت DSL (تگزاس ـ SUA) انجام می شود. ابتدا 2 لوله میکروسانترفیوژ به ازای هر نمونه انتخاب می شود. یکی استخراج و دیگری جهت خنثی سازی. سپس 50 از نمونه در لوله اول ریخته می شود، بدنبال آن 200 از محلول استخراج به آن اضافه می کنیم که پس از هم زدن به مدت min30 در دمای اتاق باید انکوبه شود (نباید بیش از min60 شود). سپس عمل میکروسانترفیوژ با دور rpm10000 به مدت min30 در درجه حرارت اتاق انجام می گیرد.  100 از محلول رویی را به لوله 2 (لوله خنثی سازی) منتقل کرده و 500 از محلول خنثی کننده به آن می افزائیم. از این نمونه خنثی شده پس از تست استفاده می شود.

بعد، 50 از هر یک از استانداردها، کنترل ها و نمونه های استخراج شده به لوله های پوشیده از آنتی بادی ضد IGF1 منتقل کرده و بلافاصله 200 از Ab دوم نشاندار شده با رادیو اکتیو I125 به لوله ها اضافه می شود و پس از هم زدن روی شیکر با سرعت 180 به مدت 2 ساعت، مایع رویی را تخلیه کرده، بعد از شستشو با بافر آن را خشک کرده و در دستگاه گاماکانتر به مدت min1 میزان رادیواکتیویته به حسب CPM اندازه گیری می شود. سپس با تعیین میزان CPM برای نمونه های استاندارد و رسم منحنی استاندارد میزان غلظت IGF1 در نمونه های بیماران تعیین می شود. یکی دیگر از روشهای اندازه گیری IGF1 روش آنزیم ایمنواسی است.

سوالات مربوطه:

1-آنژیوتانسین تزشح کدام یک از هورمون های زیر را تنظیم می کند ؟

الف _آلدوسترون   ب- کورتیزول   ج-ADH     د-T3 وt4

2- کدام یک از گزینه های زیر صحیح نست ؟

الف-آنژیوتانسین منشا کلیوی دارد و از آلفا-2-گلوبولین مشتق می شود.

 ب-آنزیوتانسین II یک اکتا پپتید است.

 ج-آنژیوتانسین III یک هپتا پپتید است.و توسط آمینوپپتیداز ایجاد می شود.

د-آنزیم ACE یک گلیکو پروتئین است که در ریه ها و پلاسما دیده می شود

3- رنین در زنجیره آنژیوتنسینوژن چه پیوندی را می شکند؟

الف_Asp-Arg                      ج- Val_Tyr

 ب-Leu-Leu                         د-Phe_his

4-در مورد اثرات هورمون رشد کدامیک از موارد زیر صحیح است؟

الف-به طور مستقیم بر روی سلولهای استخوانی عمل می کند 

ب-اثر آن با واسطه سوماتو مدینC می باشد

ج-اثرآن با واسط سوماتو استاتین می باشد

د-اثرات آن بر رشد استخوانی فقط تا سن بلوغ می باشد.

منابع:

ـ www. Journals.tuns.ir

ـ www. Vista. Ir

ـ www. Rnd system.com

ـ www. Cancer. Gov

ـ www. Duneshname. Roshd.ir

www. Wikipedia.org

ـ بیوشیمی هارپر ـ جلد 2 ـ مورای گرانرمایس رادول ـ احمدرضا نیاورانی ـ نصر ـ اول ـ پاییز 1378.